العلامة المجلسي
89
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )
مفضّل پرسيد كه زورا كه بغداد باشد در آن وقت چگونه خواهد بود ؟ فرمود كه محلّ لعنت و غضب الهى خواهد بود ، واى بر كسى كه در آن جا ساكن باشد ، از علمهاى زرد و علمهاى مغرب ، و از علمهايى كه از نزديك و دور متوجّه آن مىگردد ، و اللّه كه بر آن شهر نازل شود اصناف عذابها كه بر امتهاى گذشته نازل شده است ، و عذابى چند بر آن نازل شود كه چشمها نديده و گوشها نشنيده باشد ، و طوفانى كه بر اهلش نازل خواهد شد طوفان شمشير خواهد بود . و اللّه كه يك وقتى چنان آباد شود بغداد كه گويند دنيا همين است ، و گويند كه خانهها و قصرهايش بهشت است ، و دخترانش حور العين است ، و پسرانش ولدان بهشتند ، و گمان كنند كه خدا روزى بندگان را قسمت نكرده است مگر در آن شهر ، و ظاهر شود در آن شهر از افترا بر خدا و رسول ، و حكم به ناحق ، و گواهى ناحق ، و شراب خوردن ، و زنا كردن ، و مال حرام خوردن ، و خون ناحق ريختن آن قدر كه در تمام دنيا آن قدر نباشد ، پس خدا خراب كند آن را به اين فتنهها و لشگرها به مرتبهاى كه اگر كسى گذرد نشان دهد كه اين جا ، زمين آن شهر است . پس خروج كند جوان خوشرويى حسينى « 36 » به جانب ديلم و قزوين ، و به آواز فصيح ندا كند كه به فرياد رسيد اين آل محمّد مضطرّ بيچاره را كه از شما يارى مىطلبد ، پس اجابت نمايند او را گنجهاى خدا از طالقان ، چه گنجها ؟ نه از نقره و نه از طلا ، بلكه مردى چند مانند پارههاى آهن در شجاعت و عزم و صلابت بر يابوهاى اشهب سوار ، همه مكمّل و مسلّح ، و پيوسته بكشند ظالمان را تا به كوفه در آيد در وقتى كه اكثر زمين را از كافران پاك كرده باشد . پس در كوفه ساكن مىشود و به او خبر مىرسد كه حضرت مهدى - عليه السلام - و اصحابش به نزديك كوفه رسيدهاند ، به اصحاب خود مىگويد كه بياييم برويم و ببينيم كه اين مرد كيست ؟ و چه مىخواهد ؟ و اللّه كه خود مىداند كه مهدى آل محمّد است ، اما مطلبش آن است كه به اصحابش ظاهر سازد حقيقت آن حضرت را .
--> ( 36 ) . در بحار : حسنى .