العلامة المجلسي

66

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

و در روايت ديگر چنان است كه چون حضرت صاحب - عليه السلام - متولد شد نورى از او ساطع گرديد و به آفاق آسمان پهن شد و مرغان سفيد ديدم كه از آسمان به زير مىآمدند و بالهاى خود را بر سر و روى و بدن آن حضرت مىماليدند و پرواز مىكردند « 15 » . پس حضرت امام حسن - عليه السلام - مرا آواز داد كه اى عمّه فرزند مرا در بر گير و به سوى من بياور ، پس چون بر گرفتم ، او را ختنه كرده و ناف بريده و پاك و پاكيزه يافتم ، و بر ذراع راستش نوشته بود كه « جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » يعنى : حق آمد و باطل مضمحل شد و محو گرديد ، به درستى كه باطل مضمحل شدنى است و ثبات و بقا ندارد . حكيمه گفت : كه چون آن فرزند سعادتمند را به نزد پدر بزرگوارم بردم ، همين كه نظرش بر پدر افتاد سلام كرد ، پس حضرت او را گرفت و زبان مبارك بر هر دو ديده‌اش ماليد ، و در دهان و هر دو گوشش زبان گردانيد ، و بر كف دست چپ او را نشانيد ، و دست مطهّر بر سر آن سرور مىماليد و گفت : اى فرزند سخن بگو به قدرت الهى . پس حضرت صاحب الامر - عليه السلام - استعاذه فرمود و گفت : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ « 16 » » اين آيهء كريمه موافق أحاديث معتبره « 17 » در شأن آن حضرت و آباء بزرگوار او نازل شده است ، و ترجمهء ظاهر لفظش اين است كه مىخواهيم منت گذاريم بر جماعتى كه ايشان را ستمكاران در زمين ضعيف گردانيده‌اند و بگردانيم ايشان را پيشوايان دين و بگردانيم ايشان را وارثان زمين ، و تمكين و استيلا بخشيم ايشان را در زمين ، و بنماييم به فرعون و هامان . . . و لشگرهاى ايشان از آن امامان ، آنچه را حذر مىكردند .

--> ( 15 ) . بحار الانوار 51 / 5 ، ح 10 . ( 16 ) . سورهء قصص : 5 - 6 . ( 17 ) . بحار الانوار 51 / 54 ، ح 35 .