العلامة المجلسي

54

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

كلمهء حق اسلام او ، ثابت و محكم شد ، و در روزى كه متولد شد از هزار هفتم از خلق آدم صد و سه سال گذشته بود . پس گفت كه بيان اين در كتاب خدا هست در حروفهاى مقطّعه اول سوره‌ها ، هرگاه بشمارى بى تكرار ، و هيچ حرفى از حروف مقطّعه نيست مگر آن كه نزد منتهى شدن آن ، يكى از بنى هاشم خروج مىكند . پس فرمود كه ألف ، يكى است و لام ، سى است و ميم ، چهل است و صاد ، نود است ، پس اين ، صدوشصت و يك مىشود ، پس بود ابتداى خروج حضرت امام حسين بن على - عليهما السلام - در « الم اللَّهُ » . پس چون مدتش تمام شود خروج كند أوّل پادشاهان بنى عباس نزد « المص » و خروج مىكند قائم أهل بيت - عليهم السلام - نزد منقضى شدن اين حروف ب « الر » پس بفهم و نگاه و پنهان دار . مترجم گويد : كه اين حديث از جمله احاديث مشكله است و چندين وجه از اشكال دارد ، و تا حال نشنيده‌ام كه كسى حلّ اين حديث كرده باشد ، و اين حقير را وجهى چند به خاطر قاصر رسيده است كه در كتاب بحار الانوار « 7 » ذكر كرده‌ام ، و يك وجهش را در اين رساله ايراد مىنمايم . اول بايد دانست كه حساب ابجد چنانچه از كتب معتبرهء حساب معلوم مىشود به چندين وجه در زمان سابق مقرّر بوده ، و بناى اين حديث بر حساب ابجد اهل مغرب است كه سابقا در ميان عرب شايع بوده است ، و ابجد ايشان چنين است : سعفص قرشت ثخذ ظغش « 8 » . يعنى صاد را شصت مىگيرند ، و ضاد را نود مىگيرند ، و سين را سيصد ، و ظا را هشتصد ، و غين را نهصد ، و شين را هزار ، و باقى حروف با مشهور موافق اند . پس بدان كه اول تاريخ ولادت حضرت رسالت پناه - صلّى اللّه عليه و آله - از جميع فواتح بيرون آوردند ، به آن كه مكرّرها را بيندازى ، يعنى از « الم » و « الر » و « لَحْمَ » و غير اينها كه مكرّر واقع شده است يكى را حساب كنى و حروف مبسوطه را با زبر و بيّنات حساب كنى ، مثل آن كه الف را سه حرف بگيرى و لام را سه حرف و همچنين .

--> ( 7 ) . بحار الانوار 92 / 383 . ( 8 ) . در نسخه آستانه چنين است : صعفص قرشت ثخذ ضظغ .