العلامة المجلسي
46
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )
حاصل است ، و لهذا هيچ كس را به خاطر نمىآيد كه اوّل زمان معرفت او ، كى بوده ، و هر كه انكار كند از روى مكابره انكار مىكند . چنانچه حق تعالى مىفرمايد « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ « 5 » » اگر از ايشان بپرسى كى آفريده است آسمانها و زمينها را هر آينه مىگويند خدا . چنانچه زراره روايت كرده است از حضرت صادق - عليه السلام در تفسير آيهء ميثاق كه حضرت فرمود كه : خدا مشافهةً ايشان را خطاب كرد روز اول كه « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ « 6 » » و ايشان گفتند : بلى ، پس آن حالت را از ياد ايشان برد و اقرار را در سينهء ايشان ثابت گردانيد ، و اگر آن نمىبود هيچ كس نمىدانست كه آفريننده و روزى دهندهء او كيست و اين است معنى قول خدا « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ » « 7 » . و برقى روايت كرده است كه صفوان از حضرت امام موسى - عليه السلام - پرسيد كه آيا مردم را در معرفت استطاعتى هست ؟ فرمود : نه ، نيست مگر تطوّل و انعام خدا . پرسيد كه آيا بر معرفت ثواب دارند ؟ فرمود : همچنانكه اصل معرفت به تفضل است ] ثوابش را نيز به تفضل مىدهد « 8 » . سوّم : آن كه جميع اصول دين مراد باشد ، و غرض آن باشد كه كسى در هدايت كسى چندان مدخليّت نمىدارد ، چنانچه حق تعالى خطاب به حضرت رسالت - صلى الله عليه و آله - فرمود كه « إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ « 9 » » تو هدايت نمىكنى كسى را كه دوست دارى بلكه خدا عقلى داده و حجتها در آفاق و انفس ظاهر كرده است بر وجود و علم و كمالات خود ، و پيغمبرانى فرستاده و ايشان را به معجزات ممتاز
--> ( 5 ) . سورهء لقمان : 25 . ( 6 ) . سورهء أعراف : 172 . ( 7 ) . توحيد صدوق ص 330 - 331 . بحار الانوار 5 / 223 ، ح 13 . ( 8 ) . محاسن برقى ص 281 . بحار الانوار 5 / 223 ، ح 12 . ( 9 ) . سورهء قصص : 56 .