العلامة المجلسي
118
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )
چون شيطان گفت كه مرا مهلت ده تا روزى كه مردم مبعوث شوند حق تعالى اجابت او ننمود و فرمود كه تو از مهلت دادگانى تا روز وقت معلوم ، و چون آن روز شود شيطان ظاهر شود با جميع لشكرش و متابعانش از آن روز كه خدا آدم را خلق كرده است تا روز وقت معلوم ، و اين آخر رجعتهاى حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - است . راوى گفت كه مگر آن حضرت را چندين رجعت هست ؟ فرمود كه بلى آن حضرت را برگشتنهاست و هر امامى كه در هر قرنى و زمانى بوده است بر مىگردد و با او بر مىگردند نيكوكاران و بدكارانى كه در زمان او بوده است تا خدا مؤمنان را بر كافران استيلا دهد كه انتقام خود بكشند ، و چون روز وقت معلوم شود حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - بر مىگردد با اصحابش و شيطان بيايد با اصحابش و با يكديگر ملاقات كنند در كنار شط فرات در محلى كه آن را روحا مىگويند نزديك به كوفه ، پس جنگى بكنند كه هرگز چنين جنگى نشده باشد از اوّل تا آخر دنيا . و گويا مىبينم اصحاب امير المؤمنين - عليه السلام - را كه شكست خورند و صد قدم از پس پشت برگردند ، و گويا مىبينم كه پاهاى بعضى داخل فرات شود ، پس در آن حال ، خداوند جبار ابرى بفرستد كه ميان او پر از ملائكه باشد و حضرت رسالت پناه محمّد - صلى الله عليه و آله در پيش ابر آيد و حربهاى از نور در دست داشته باشد ، و چون شيطان نظرش بر آن حضرت افتد از عقب برگردد ، پس اصحابش به او گويند كه كجا مىروى الحال كه ظفر بر ايشان يافتهاى ؟ شيطان گويد كه من چيزى مىبينم كه شما نمىبينيد من مىترسم از عقاب الهى . پس حضرت رسول - صلى الله عليه و آله در رسد و نيزه در ميان دو كتفش بزند كه او و جميع اصحابش همه به آن يك ضربت هلاك شوند . پس بعد از آن عبادت خالص در زمين كرده شود ، و شرك و كفر از زمين بر طرف شود ، و حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - چهل و چهار هزار سال در زمين پادشاهى كند ، و از هر شيعه هزار پسر از صلب او به هم رسد و هر سال يك پسر ، و در آن وقت باغ سبزى كه خدا در سورهء رحمن فرموده است كه « مُدْهامَّتانِ » نزد مسجد كوفه و حوالى كوفه به هم رسد ، و چندان وسعت داشته باشند كه