العلامة المجلسي

71

مفاتح الغيب ( به ضميمه آداب نماز شب ) ( فارسى )

مانند سفر كردن و اقامت نمودن يا نكاح كردن يا برده خريدن و امثال اينها ، سنت است كه بدون استخاره متوجه آن اعمال نشود ، و بعد از استخاره اگر يكى از آنها نزد او ارجح گردد به آن عمل كند ، و اگر هيچ يك راجح نشود توكل كند بر خدا و يكى از آنها را به عمل آورد كه انشاء اللَّه خير او در آن است . و سزاوار نيست استخاره در امرى كه حق تعالى نهى از آن كرده است ، و از براى كردن فعلى واجب استخاره نمىباشد ، و استخاره در امور مباحه مىباشد ، يا در ميان دو امر سنت كه هر دو را با هم به عمل نتواند آورد ، مانند جهاد سنت و حج سنت . يا آن كه مردد باشد ميان زيارت دو امام معصوم ( عليهم السلام ) يا ميان صله دو برادر مؤمن كه هر دو را نتواند به عمل آورد و از اين باب امور « 129 » . سوم : بعضى از علما دغدغه كرده‌اند در استخاره كردن از براى ديگرى ، زيرا كه در رواياتى كه سابقاً مذكور شد در هيچ يك وكالت مذكور نبود . و سيد بن طاووس ( رضى اللَّه عنه ) تجويز نموده و فرموده است كه داخل است در عمومات قضاى حوائج مؤمنان « 130 » . و ايضاً ممكن است كه استخاره كننده اين را حاجت خود قرار دهد و قصد كند كه به او بگويم بكن خوب است يا نه ، و اگر چه عمومات وكالت دور نيست كه شامل استخاره باشد ، اما احوط آن است كه صاحب حاجت خود متوجه استخاره شود ، زيرا كه هر كه اضطرارش بيشتر است توسل او به جناب مقدس الهى بيشتر مىباشد . و اگر فعل غير در اين باب قائم مقام فعل او مىبود مىبايست با اين احاديث بسيار كه در اين باب وارد شده است در يك حديث اشعارى به اين بفرمايند . و ايضاً با آن توجه و التفات و مرحمتى كه ائمه ما ( صلوات اللَّه عليهم ) نسبت به موالى و شيعيان خود داشتند يك مرتبه براى يكى از ايشان استخاره بفرمايند ، و با آن گستاخيها و بى آدابيها كه فدويان و مواليان ايشان نسبت به جناب ايشان مىكردند در

--> ( 129 ) - بحار الانوار ، 91 / 239 ، از رساله عزيه شيخ مفيد . ( 130 ) - بحار الانوار ، 91 / 285 .