السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
24
سراج الأنساب ( فارسى )
مىفرمايند مردم به مبارك باد و تهنيت جمع شدند . شورى و غوغاى در مردم افتاده ، و در دم « 1 » دولت خانه امراء و خلايق جمع شده ازدحام كثير شد ، كه به يك بار ديو سلطان شاه طهماسب را بر دوش گرفته از حرم بيرون آورده ، شورى عجيب در ميان مردم افتاده . و چون اين پادشاه به تخت برآمده بر سرير سرورى بنشست ، أركان دولت و أعيان حضرت به ديدارش شاديها و خرميها نمودند ، و سكه شاهى به نام نامى او زدند ، و طغراى پادشاهى به اسم او نوشتند ، و در منابر تولا و تبرا و نام مباركش را در خطبه بردند ، و مبشران بشارت خبر اين بشارت را به أطراف و أكناف عالم بردند و أهل زمان فرحناك و پاىكوبان شدند ، و سلاطين سرحدها روى ارادت به فرمان بردارى به عتبهء عليه آوردند . القصه چون پادشاه به تخت نشست ديو سلطان امير الامراء شد و مهر بر همه مقدم زد ، كپك سلطان كه در عوض چابان سلطان استجلو بود او نيز امير ديوان شد و مهر بر عنوان احكام زد ، خواجه جلال الدين محمد لوله تبريزى كه بعد از قتل ميرزا شاه حسين وزير أعظم بود گرفتند و سوختند ، و در عوض قاضى جهان حسنى كه از سادات عظام سيفيه است وزير شد . و امير قوام الدين حسين اصفهانى صدر شد ، و بعد از اين در ميانه استجلو و تكلو فشه و شور و غوغا شد تا وقتى كه در خانه به دست تكلو افتاد و مدتها استقلال داشتند . و چون در تفصيل حال اين پادشاه شروع نمىرود ، و مجملى از أول او مرقوم مىشود آن كه پادشاه را هرچند كه سر و قدش بالا كشيد ، در سرا بوستان نبوت به علم و دانش پرورش يافت ، و چون گلبن « 2 » دولتش از شاخسار سلطنت سر
--> ( 1 ) دم : نزديگ ، و در نسخهء « م » بجاى دم « در » است ، بازگشت هر دو به يك معنى است . ( 2 ) گلبن : باغ ، بوستان .