السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني

10

سراج الأنساب ( فارسى )

و سلطنت بهره نبرد در عنفوان جوانى رفت ، و در اندك فرصتى نسلش منقطع شد . و چون نوبت سلطنت به رستم بيگ پسرزاده حسن بيگ رسيده شاه زادگان را از قلعه بيرون آورده ، سلطان على پادشاه به عز شهادت رسيده به دستور ابا جرعهء ناكامى چشيد . ( رفتن شاه اسماعيل به گيلان ) در أواخر سال شاه عالىجاه شاه اسماعيل به گيلان رفت ، و در آن وقت شش ساله بود ، كيا ميرزا على والى گيلان قواعد خدمت و لوازم ملازمت بجاى آورده مهما امكن در اعانت او گوشيده ، مكررا پادشاه عراق و آذربايجان او را طلب كردند ، و مدت شش سال توقف نموده . در اواسط محرم سنهء خمس و تسعمائه شاهزاده عالىجاه كاركيا ميرزا علي را وداع نموده از گيلان بيرون آمد ، و سن شريفش دوازده ساله بود ، در آستاره بلندى قشلاق فرمودند ، و خوابى ديدند و معبران تعبير كردند كه ايران به تصرف شما درمىآيد ، و اين سلطنت را بقا و ثباتى خواهد بود ، در آن وقت هرج و مرج بود . در فصل بهار همان سال عنان عالم‌گيرى به دست گرفته ، نصرت و ظفر هم عنان فتح و فيروزى در خدمت روان به اردبيل نزول فرموده ، زمانه آيت بشارت بر او خواند و از طرف آذربايجان از آنجا مثل استجلو و قاجار و شاملو و ذو القدر و افشار و روساق و روملو گروه‌گروه مىآمدند ، تا آن‌كه هفت هزار كس به درگاه اجتماع پيدا كردند « 1 » .

--> ( 1 ) در نسخه ( م ) : به درگاه مجتمع گشتند .