السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني

7

سراج الأنساب ( فارسى )

بود [ دانست ] « 1 » روزى در نزد خليفه بود مذكور شد كه رعايا پريشان حال‌اند محمد بن اسماعيل گفت : چون پريشان نباشند كه هر ساله دو خراج مىدهند . خليفه گفت : يكى به ما ديگرى به كدامين شخص مىدهند ؟ محمد بن اسماعيل گفت : كه به عم من موسى كاظم عليه السّلام . پس هارون الرشيد ملعون اين سخن را به دل گرفت و آن حضرت را محبوس گردانيد در نزد فضل بن يحيى ، بعد از آن بيرون آوردند و به سندى بن شاهك سپردند ، و رشيد ملعون به جانب شام رفت و حكم كرد به قتل آن حضرت پس آن معصوم را شهيد كردند . بعضى گفته‌اند : كه زهر دادند « 2 » . و بعضى گفته‌اند : او را در بساط پيچيدند و پايين و بالاى او را محكم بستند تا شهيد شد . و بعضى ديگر گفته‌اند : او را ارزيز « 3 » گداخته دادند . و آن معصوم را سه روز بر سر راه نگه داشتند و به مردم نمودند يعنى به مرگ خود مرده است ، و به دين موجب محضر نوشتند و در مقابر قريش دفن كردند . بعد از تمهيد اين مقدمات حقيقت حال چنان است كه اين سلسله قبل از شاه عالىجاه شاه اسماعيل عليه الرحمة و الغفران به سجادهء عبادت نشسته ، طريق ارشاد را شيوه داشتند ، و روى نياز به عتبهء عليه و سدرهء سنيه نهاده ، و حكم و فرمان را سمعنا و أطعنا مىگفتند ، و سلاطين زمان در احترام ايشان شمه‌اى فرو گذاشت نمىكردند .

--> ( 1 ) زياده از نسخه « م » . ( 2 ) شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا چنين روايت كرده . ( 3 ) ارزيز : رصاص ، فلزى است نرم و نقره‌اىرنگ قابل‌تورق و سخت‌تر از سرب .