السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني

137

سراج الأنساب ( فارسى )

تاج الدين علي و سيد مهدى جد و والد سيد محمد نموده بودند عرض نمايند . هنوز خوض در آن نانموده آن شاه خلايق‌پناه شروع فرموده به تمامه نقل فرمودند ، تا به اينجا رسانيد كه شاه باباام را شرم آمد كه اگر در وقت ملاقات بر سر سوارى سيد تاج الدين علي و سيد مهدى از مركب فرود آيند ايشان فرود نيايند ، تا آن‌كه ديو سلطان روملو را بر سر راه ايشان فرستادند كه شما فرود مياييد در وقت ملاقات كه مبادا باعث فرود آمدن نواب همايون ما شود ، و ما چون بر سر راهيم و ارادهء فتح و نصرت داريم ، در اين سفر ما را به فال خوش نمىآيد فرود آمدن . و ساير حكايات و مكالمات كه در راه و منزل روى داده بود بالتمام خود به نفس نفيس نقل فرمودند . پس از بسيارى مدح و منقبتى كه نواب كامكار فرمودند ، ايلچى مزبور آرزوى ملاقات سيد محمد نمود ، و به نواب كامياب عرض نمود كه فرزند همچنين شخصى كه نواب أشرف در زمان طويلى مدح فرمايد ديدنى است ، و من آرزوى ديدن ايشان دارم . پس نواب سپهر ركاب خواستند كه شخصى به جهت طلبيدن سيد محمد تعيين نمايند . لله سلطان محمد عرض كرد كه چون سيد مذكور تارك دنياى دنى گشته و از أهل علم و تجريد است ، بسا باشد كه آمدن به اين مجلس ايشان را دشوار باشد ، مناسب آن است كه مرخص فرمايند تا اين غلام به خدمت آن سيد بزرگوار رفته او را ترغيب و تحريص نمايم به زيارت قبلهء عالم و عالميان ، تا آن‌كه شايد كه آمدن ايشان به خدمت ملازمان اين درگاه از راه كلفت و مشقت نباشد ، بلكه به محض خوشنودى و خواهش ، تا به اين وسيله آن جهان‌پناه از صحبت ايشان