السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
130
سراج الأنساب ( فارسى )
حيات ايشان و بعد از ممات با هريك از اين دو فرزند حضرت خير البشر بجاى مىآورده به عرض رسانيد . تا آنكه سخن بجايى رسانيد كه عرض كرد ، كه تيمور كوركان با آن عظمت و جلالتى كه داشت به عنوان مفاخره بر زبان جارى مىكرد كه از جملهء بزرگىهاى من بر ساير سلاطين آن است كه در زمان دولت روزافزون ما همچنين سيدى نجيب نقيبى ارادهء ملاقات ما نموده ، ما را اين مفاخرت بر ساير سلاطين كافى است . همينكه آن خاقان كامكار اين سخن را شنيد ، ديو سلطان روملو را طلبيده فرمود : كه بر سر راه اين دو سيد بزرگوار برو و بگو كه در وقت ملاقات از مركب نزول نفرمايند ، كه بايد نواب همايون ما نيز فرود آييم ، و چون ارادهء سفر خراسان و فتح است در ميان راه فرود آمدن به فال خوش نمىآيد . بعد از آنكه ديو سلطان به خدمت آن سيد بزرگوار رفت و پيغام آن خاقان را به عرض آن سيد بزرگوار رسانيد ، سيد تاج الدين علي به نهجى كه حسب الفرمودهء نواب اعلى مقرر شده بودند به خدمت آن ظل اللّه رسيد . نواب كامكار به نهجى كه به ديو سلطان فرموده بود ، ديگرباره در مقام احترام و اعزاز آن سيد عالىجناب درآمده همان مضمون را تكرار فرمود ، سيد مزبور به موقف عرض رسانيد كه اين فقير نيز از خود راضى نمىشد كه باعث تطير آن جهانپناه شود . چون در وقت ملاقات قدرى مسافت به منزل مانده بود ، در تتمه راه آن جهان پناه در اعزاز و احترام سيد مذكور مىكوشيد تا وقت نزول . بعد از آنكه نزول فرمودند اكثر اعزهء بلادى كه مفتوح فرموده بودند همراه آن جهانپناه بودند . همين كه مجلس بهشتآيين منعقد شد آن سيد بزرگوار بر جميع امرا از صدر و وزير و وكيل و ساير امراى دولت و نقبا و نجبا كه همراه