مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

284

ميراث حديث شيعه

تحسّر وتأسف ومصيبت وتلهّف در أو پيدا « 1 » نمىآيد ، با وجود آن كه أمانتي است از خالق كردگار ووديعتي از حضرت قهّار كه « خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » « 2 » وفوت أو سبب غرامت ابدى وهلاكت سرمدي است . واين از آن جهت باشد كه أكثر خلق در خواب غفلت وجهالت‌اند واين جوهر شريف در آن خواب از ايشان فوت مىشود وخبر ندارند « 3 » كه « النّاس نيامٌ ، فإذا ماتوا انتبهوا » . « 4 » چون به آواز كوس اجل از خواب غفلت وجهالت بيدار شوند وجزاى افعال وأقوال نامرضى خويش ، سلاسل واغلال را بينند وافلاس وگرفتارى خود را مشاهده نمايند وجلالت حال ورفعت سرير سلطنت ابدى كه نتيجهء طاعت يك ساعت مخصوصان عنايت أزلي است ، مكشوف گردد ، تلاطم « 5 » أمواج درياى تلهّف وتشوير ، جوش برآورد « 6 » وآتش حيرت وحسرت ، چنان شعله‌زدن گيرد كه اگر دنيا وهرچه در اوست « 7 » ايشان را بودى در عوض يك ساعت عمر اگر ستاندندى فدا كردندى ، تا در آن يك ساعت به تدارك آن تقصيرات ، مشغول گشتندى واز اين جهت ، حضرت نبوي عليه السلام فرمود كه : « بيشتر فرياد أهل دوزخ از تسويف بود » . وتسويف ، آن است كه آنچه اين دم بايد كرد ، به وقت ديگر افكنند وشك نيست كه هلاك ابدى أكثر خلق ، در تسويف است ؛ « 8 » زيرا كه به تعاقب كدورات معاصي وتوالى ظلمات شهوات « 9 » آينهء دل به بُعد « 10 » سياه مىكنند وتصفيه وتجليهء آن را به صقالهء « 11 » توبه از جهت غلبهء احكام نفس وهوا ، در نسيهء توقف وتأخير مىافكنند ، تا آنگاه كه جاذبهء اجل ، نفوس مدنَّس ايشان را دريابد وبه « 12 » أثقال أوزار واحمال اصرار در بوتهء هاويه اندازد .

--> ( 1 ) . ف : پديد . ( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 7 . ( 3 ) . ف : ندارد . ( 4 ) . خصائص الأئمة ، ص 112 ؛ عوالي اللئالي ، ج 4 ، ص 73 . ( 5 ) . م : تلاظم . ( 6 ) . ف : برآورده . ( 7 ) . ف : دست . ( 8 ) . ف : از تسويف بود . ( 9 ) . ف : + / نفساني . ( 10 ) . م : نفد . ( 11 ) . ف : صقالت . ( 12 ) . ف : تا .