مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
19
ميراث حديث شيعه
البتة به نظر ما اين آثار را نمىبايد در شمار مؤلّفات أئمة بهحساب آورد ؛ بلكه اين آثار ، نوشتههاى ياران وشاگردان ايشان است وبا اين توضيح ، ديگر تداخل وتكرارى هم درميان نيست . 3 . در مقدمهء معجم بحار الأنوار ، يكى از آثار امام صادق عليه السلام « نسخ » معرفى شده « 1 » واز كتاب ابن حجر نقل شده است ، با آنكه سخن ابن حجر چنين است : ولجعفر أحاديث ونُسَخ . وكان عند جعفر الصادق بن محمّد الباقر رسائل وأحاديث ونُسَخ . وروشن است كه نمىخواهد يك كتاب را معرفى نمايد ؛ بلكه مراد ، عنواني كلّى وعام است . معيارهايى چند برپايهء مباحث گذشته در تاريخچه ونيز فهرستهاى ارائه شده ونيز لغزشهاى موجود در اين آثار ، مىبايد مكتوبات حديثي را با نشان دادن معيارهايى تعريف كرد واز تداخلها كاست ، تا به تعريفى جامع ومانع دست يافت . نكاتى كه به نظر مىرسد در دستيابى به چنان تعريفى نقش دارد ، عبارت است از : 1 . مراد از مكتوبات حديثي ، آن دسته از نوشتههايى است كه به عنوان كتاب ، رساله ويا نسخه تلقّى شدهاند . از اينرو ، مكتوباتى كه به عنوان « نامه » تلقّى مىشوند وملا محسن فيض كاشاني ومرحوم احمدى ميانجى به عنوان مكاتيب الأئمة گرد آوردهاند ، از اين موضوع خارجاند ، گرچه تعيين مرز دقيق ميان آنها قدرى دشوار است وفعلًا با مسامحه بدانها نظر مىشود . 2 . مكتوب حديثي برپايهء مباني كلامي شيعه بر چيزى اطلاق مىگردد كه از أئمة عليهم السلام به صورت مكتوب ، صادر شده باشد وتفاوت نمىكند در چه موضوع يا
--> ( 1 ) . المعجم المفهرس لألفاظ أحاديث بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 42 ( ش 14 ) .