مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

44

ميراث حديث شيعه

روحش را پاكيزه كناد - دفن كنند ، اگر مكاني مناسب ميسّر شود ؛ گرچه به برداشتن صفّه‌اى باشد كه به خارج باز است تا حدّى كه احداث قبر ولحدي در آن ممكن شود ، به طريقي كه ضرر به آنچه زير آن است ، نرساند ، يا در ميان گنبد مقابل قبر پدرم ، در محلّى كه آقا جلال معرّف ، برادر ديني من - خدا أو را توفيق بدهد - مىداند ؛ واگر خريد مكاني نزديك به مدفن پدرم - روانش پاكيزه باد - ممكن شود ، مانند خانهء حكيم كه سيد حسينعلى ، پسر خواهرم آن را گرفته است - زيرا امكان دارد از بالاى رهگذر عمومى يا زير آن ، راهى به يكديگر احداث كنند - در اين صورت بايد بخرند ووقف نمايند براي مدفن من ومدفن فرزندانم وخويشانم . كتابهايى كه خود موصّى تصنيف كرده 4 - سپس البتّه تصنيفات خودم را هر آنچه به خطّ خودم است ، خواه كلّ آن به خطّ من باشد يا بعض آن ؛ يعنى نسخه‌هاى أصل را بر كافّهء مؤمنين وقف نمودم ، خواه آن مصنّفات عربى باشد يا فارسي ؛ وهمچنين نسخه‌هايى كه از روى آن براي مردم نسخه برداشته‌ام وتوليت آنها را به اصلح أولاد ذكورم تفويض كردم ؛ سپس به اصلح أولاد أولاد ذكورم ، وبا تساوى در صلاح . پس توليت با اعلم است ، با تقدّم طبقهء أعلى بر أسفل ؛ امّا صالحي كه آن نسخه‌ها را ضبط كند وبه مستحقّ آنها برساند . وبافقد صالح بين أولاد ذكور واولادِ اولادِ آنان - والعياذ باللَّه - پس توليت مفوّض است ، به اصلح أولاد برادرانم ؛ سپس به اصلح أولاد دخترانم ؛ سپس به اصلح أولاد خواهرانم ؛ وبا نبودن آنان - والعياذ باللَّه - پس امر توليت ، مفوّض است به عالم مُحدّث موافق بامسلك من از شاگردانم ؛ خواه با واسطهء شاگردم باشد ، خواه بىواسطه ؛ وبا تعدّد واشتباه در اصلح ، يا نزاع در جميع مراتب مزبوره ، پس توليت مفوّض است به كسى كه قرعهء شرعيّه أو را معيّن مىسازد . . .