محمد أمين الإمامي الخوئي

821

مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر )

والعبادة ، سيماه في وجهه من أثر السجود . وله اشعار حسنة في السير والسلوك والكشف والشهود والعرفان والحكمة والوصول والفنا والمواعظ والنصايح والجذبة والعشق وطبع ديوانه في جزء صغير في طهران اخيراً . [ ومن أشعاره ] : ما سال‌ها مجاور ميخانه بوده‌ايم * روز وشبان به خاك درش جبهه سوده‌ايم با رَخش صبر وادى لا را پيموده‌ايم * اندر فضايل منزل إلَّا غنوده‌ايم پا از گليم كثرت عالم كشيده‌ايم * خود تكيه ما به بالش وحدت نموده‌ايم با صيقل رياضت از آئينه ضمير * گرد خودى ورنگ دوئى را زدوده‌ايم زاهد برو كه نغمهء منصور از أزل * ما بر فراز دار فنا خوش سروده‌ايم بهر قبول خاطر خاصان بزم دوست * كاهيده‌ايم از تن وبر جان فزوده‌ايم ناديده‌هاى چند ز دلدار ديده‌ايم * نشنيده‌هاى چند ز جانان شنوده‌ايم ما رخت جان به سايه سروى كشيده‌ايم * صد جوى خون ز ديده به دامن گشوده‌ايم كوى سعادت از سر ميدان معرفت * « وحدت » بصولجان رياضت ربوده‌ايم ومنه أيضاً زاهد خودپرست كو تا كه ز خود رهانمش * درد شراب بيخودى از خم هو چشانمش گر نفسم به أو رسد در نفسي به يك نفس * تا سر كوى ميكشان موىكشان كشانمش زهد فروش خودنما ترك ريا نمىكند * هر چه فسون دميدمش هر چه فسانه خوانمش هر چه به جز خيال أو قصد حريم دل كند * در نگشايمش بر أو از در دل برانمش گر شبكى خوش از كرم دوست درآيد از درم * سر كنمش نثار ره جان به قدم فشانمش ومنه أيضاً : آتش عشقم بسوخت خرقه طاعات را * ميل جنون در ربود رخت عبادات را خاك‌نشينان عشق بىمدد جبرئيل * هر نفسي مىكنند سير سماوات را در سر بازار عشق كس نخرد اى عزيز * از تو به يك جو هزار كشف وكرامات را