على صدرايى خويى
3036
فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى )
وزحمت كشيده قول او پيش اهل فن مقبول وبيان او درمعانى لغات ومصطلحات برهان قاطع و قاطع برهان بود و اين شهرت به گوش جلال الدين محمد اكبر پادشاه كشمير رسيد در ذيقعده سال 1005 به احضار مؤلف فرمان داد وفرمود از آن زمان كه عرب بر بلاد عجم چيره گرديد زبان پارسى با عربى آميزش پذيرفته اكثر لغات پارسى ودرى و پهلوى متروك بل نابود گشته ومعانى اشعارى كه شعراى باستان به زيور نظم آراسته اند درپرده خفا وستر حجاب مخفى ومستور مانده و پيش از اين چند نفر از دانشمندان را به ترتيب كتابى مشتمل بر جميع لغات باستانى و مصطلحات امر فرموديم هيچ كدام چنان كه شايد و بايد اداء اين وظيفه را ننمودند ، اينك تو بايستى اين كار را درزمان من انجام دهى . مؤلف به گفته خويش همگى همت خود را بر تصحيح و ترتيب لغات ومصطلحات پارسيان مصروف داشته درجمع كتب ونسخى كه دراين فن ساخته شده بيشتر از پيشتر مبالغه نموده ، از هر جائى كتابى ونسخه اى درلغت وتاريخ وغيره بدست آورده و از روى آنها به تأليف اين فرهنگ پرداخت ونيز خود گويد كه دراين تأليف چهل و چهار فرهنگ كه نام آنها را درمقدمه فرهنگ آورده و نه فرهنگ ديگر كه نام نداشته و مؤلفين آن هم معلوم نگرديد مأخذ وى بوده است . مؤلف نيز درمقدمه تصريح نموده كه نظم و ترتيب اين فرهنگ به آخر نرسيده بود كه زندگانى جلال الدين محمد اكبر به سال 1014 به آخر رسيد ونوبت سلطنت به فرزند وى جهانگير افتاد و در اوائل سلطنت اين پادشاه اين تأليف انجام پذيرفت و به نام نامى او مطرز گشت و آن را فرهنگ جهانگيرى ناميدم و ماده تاريخ اتمام تأليف آن هم : زهى فرهنگ نورالدين جهانگير - 1017 يافتم . فرهنگ جهانگيرى را مؤلف دربيست و چهار باب به ترتيب حروف تهجى كه نزد پارسى زبانان معمول مى باشد مرتب نموده ومقدمه اى مشتمل بر مطالب مفيده در دوازده آئين برآن افزوده و خاتمه اى به آخرش ملحق ساخته و كنايات واصطلاحات واستعارات ولغات مركبه از پارسى و عربى و لغات عربيه كه دانستن آنها ضرورى بود وازآن گريزى نبود و آنها را داخل اصل كتاب كه مشتمل بر فرس قديم است نمودن مناسب ننموده هركدام را در درى عليحده درج نمودم و هر درى را برچند جلوه مرتب گردانيدم ودرخاتمه در را به جاى باب وجلوه را به جاى فصل استعمال كرده است . فرهنگ جهانگيرى به سال 1293 دردو مجلد در لكنهور ( هندوستان ) بدون خاتمه چاپ شده است . تأليف وتنظيم فرهنگ جهانگيرى بدين گونه است كه حرف دوم هرلغت را باب و حرف اول را فصل قرار داده مثلًا لغت دغل را درفصل دال از باب غين گذارده وعموماً براى معانى لغات به اشعار فصحا و بلغاى فارسى زبانان استشهاد كرده است . آغاز : بنام ايزد بخشاينده بخشايشگر آنكه برلوح زبانها حرف اول نام اوست * اين همى گويد إله آن ايزد و آن تنگرى ديباچه فرهنگ خود از نام تو سازم * تا هر ورقى گيرد از آن قيمت ديباج حمد بى حد وسپاس بيقياس مرصانعى را سزا هست كه كاخ دماغ صدر نشينان محفل سخندانى را به نقوش خيالات رنگارنگ رشك ارتنگ مانى ساخت الخ .