على صدرايى خويى
2662
فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى )
شرح متوسط - - - ) الوافية فى شرح الكافية شرح مثنوى معنوى ( ادبيات - فارسى ) شرح مزجى مختصرى است بر ( مثنوى معنوى ) مولانا رومى ، دراين شرح بيشتر به جنبه هاى ادبى ولغوى پرداخته و به جهت افتادگى طرفين نسخه ، نام شارح و اسم خاص شرح بدست نيآمد . از نفحات الانس جامى نقل مىكند . [ نسخه هاى خطى فارسى ، منزوى 5 / 3495 - 3498 ] 8184 ) نسخه شماره : 6160 - 40 / 31 آغاز : . . . خويش را درمفلسى كردن مثل * خوش نباشد دامن يوسف به كف زار ناليدن چويعقوب از اسف . * گويم آرى ليك وصل بر كمال باشد اندر نشأه دنيا محال انجام : مرغ دولت بر عنابش بر پريد . دربعضى نسخ به جاى برپريد بر طپيد آمده و المآل واحد پرده آن گوشه كشته بر دريد . يعنى پرده شاهزاده كه به گوشه شاه آگاه جاداشت بر دريد . اوائل دفتر اول تا اواخر دفتر سوم ، افتادگى ازآغاز و انجام ، نستعليق ، در ميان نسخه محمدخان ، قرن 12 ، عناوين و نشانيها شنگرف ، تمامى صفحات مجدول محرر شنگرف و لاجوردى و زرد ، در حاشيه تصحيح دارد ، نسخه بر اثر كرم خوردگى آسيب فراوانى ديده است ، جلد : مقواى قرمز عطف و گوشه پارچه ، 291 برگ ، 25 سطر ، 17 * 28 سم شرح مثنوى معنوى ( ادبيات - فارسى ) شرح مفصل و مزجى است بر مثنوى معنوى مولوى رومى . شارح يك يك ابيات را شرح مىكند و در اثنا حكاياتى براى توضيح بيشتر با عنوان ( حكايت ) مى آورد . اغلب اين حكايتها از مولوى است و به منزله شأن صدور ابيات بعد از حكايت مى باشند . باقى حكايتها داستانهايى است از عارفان . اين شرح با نثرى ساده و بى تكلف برگزار شده و شارح در اثنا ابياتى اغلب به فارسى مى آورد ، ولى معلوم نيست كه اين ابيات سروده خود او است يا ديگرى . در اين شرح مطلبى را به نقل شيخ محمد خادم از مولوى آورده و همچنين مطلبى را از سيد حسين خوارزمى از نقيب زاده خوارزمى نقل كرده است . مؤلف اين شرح از اهل سنت است و ظاهراً آن را در تركيه نگاشته است . نمونه اى از نثر اين شرح چنين است : ( در حكايت : شيخى با مريدان همى رفت ، شخصى مصلوب ديد پرسيد كه اين كيست ؟ گفتند : دوزدى بود آويختند . شيخ پاى آن مصلوب را بوسيد و روى نيز بر پايش ماليد . مردمان تعجب كردند ، چون به خانقاه آمد يكى از مريدان گفت : اى شيخ امروز كارى كرديد كه خلق تعجب كردند . شيخ گفت : ما چه كرديم كه محل تعجب باشد ؟ مريد گفت : پاى دزد