على صدرايى خويى
1888
فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى )
آغازغزليات قديم : زحد بگذشت مشتاقى وصبراندرغمت ما را / بوصل خوددوايى كن دل ديوانه ما را [ فهرست سپهسالار 4 / 496 ؛ فهرست نسخه هاى خطى فارسى ، منزوى 3 / 2349 ] 5769 ) نسخه شماره : 82 - 82 / 1 آغاز : بسمله . سپاس و حمد بى پايان خدا را * كه صنعش در وجود آورد ما را الها ، قادرا ، پروردگارا * كريما ، منعما ، آمرزگارا انجام : سعديا پيش تر غمزه ما * به زتقوى نيامد است سپرى دانى كدام نعمت در وصف مى بيايد * چشمى كه باز باشد هر لحظه بر جمالى همچون دو مغز بادام اندريكى خزينه * با هم گرفته انسى ور ديگران ملالى يك غزل از حرف الف وسپس حرف د شروع مىشود : تو آن نه اى كه دل ازمحبت تو بر گيرند وگر ملول شوى صاحبى دگر گيرند ( در نسخه اصل مباحث وجود ندارند ) ، افتادگى ازوسط ، نستعليق زيبا ، بى كا ، برگ اول سرلوح مزدوج با زمينه زرين و لاجوردى با گل هاى الوان و داخل كتيبه بسمله تمامى صفحات مجدول محرر مذهب ولاجورد وشنگرف ، روى برگ اول و پشت برگ آخر مزين به گل بوته هاى زرين ، جلد : گالينگور ، قهوه اى ، 106 برگ ، 15 سطر ، 14 * 22 سم 5770 ) نسخه شماره : 1 / 5916 - 256 / 29 آغاز : اى معنبر زلف جانان زان شدستى عنبرى * وى مسلسل موى دلبر زان شدستى چنبرى تا از آن عنبر دماغ جان پر از عنبر كنى * تا از آن خيبر دل عاشق به خيبر آورى انجام : در انجمن اگر از شمع سوخت پروانه * به شمع روى تو نازم كه انجمن سور است ضيا نمى شنود پند بعد از اين ياران * دهند پند كسى را كه پند آموز است شكسته ، نستعليق ، بى كا ، قرن 13 ، تمامى صفحات جدول مذهب محرر و دو ستونى ، جلد : تيماج سرخ دورو عطف و حاشيه تيماج مشكى ضربى مجدول گرهى ، 100 برگ ، بياضى ، 6 سطر چليپايى ، 7 * 14 سم 5771 ) نسخه شماره : 3198 - 208 / 16 آغاز : بنده وار آمدم به زنهارت * كه ندارم سلاح پيكارت متفق مى شوم كه دل ندهم * معتقد مى شوم دگر يارت انجام : مستوجب اين وبيش از اينم * باشد كه چو مردم خردمند بنشينم و صبر پيش گيرم * دنباله كار خويش گيرم افتادگى از آغاز ، شكسته ، نستعليق ، بى كا ، قرن 13 ، تمامى صفحات جدول مذهب و محرر ، 43 برگ اول طلااندازى بين سطور و حواشى و نقش گل و بوته درآغاز غزلها ، جلد : تيماج قرمز ، 108 برگ ، بياضى ، 13 سطر ، 10 * 18 سم 5772 ) نسخه شماره : 5558 - 228 / 27 آغاز : هر كه نداند شناس نعمت امروز * حيف خورد بر نصيب رحمت فردا بار خدايا مهيمنى ومدبر * وزهمه عيبى منزهى ومبرا انجام : اى دوست برآور درى ازخلق برويم * تا هيچ كس واقف اسرار نباشد مى خواهم ومعشوق وزمينى وزمانى * كو باشد و من باشم واغيار نباشد