على صدرايى خويى

631

فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى )

تعليق ، ولى بن فرهاد ، 959 ، عناوين زر ، تمامى صفحات مجدول مذهب صفحه اول كتاب سرلوح فرد ومرصع ، در حاشيه تصحيح شده و حواشى توضيحى دارد ، جلد : تيماج قهوه اى با ترنج و سر ترنج ، 135 برگ ، 15 سطر ، 12 * 5 / 19 سم 1882 ) نسخه شماره : 2 / 4353 - 73 / 22 نستعليق شكسته ، بى كا ، جلد : تيماج مشكى ، 173 برگ ، 12 سطر ، 14 * 20 سم 1883 ) نسخه شماره : 8593 - 43 / 58 ( حجازيها ) از اول تا آخر ، تعليق ، بى كا ، قرن 11 ، بدون جلد ، 147 برگ ، 14 سطر ، 15 * 21 سم 1884 ) نسخه شماره : 8634 - 84 / 58 ( حجازيها ) شكسته ، نستعليق ، بى كا ، 1255 ، بدون جلد ، 132 برگ ، 15 سطر ، 13 * 21 سم 1885 ) نسخه شماره : 3060 - 70 / 16 آغاز : تولاى مردان اين پاك بوم * بر انگيختم خاطر از شام و روم دريغ آمدم زين همه بوستان * تهى دست رفتن بسوى دوستان انجام : جز اين كاعتمادم به يارى تواست * اميدم به آمرزگارى تواست بضاعت نياوردم الّا اميد * خدايا زعفوم مكن نا اميد نستعليق ، كاتب بخش نونويس سيد هاشم حكيم ابن حاجى سيد محمد ، قرن 13 دو صفحه آخر نونويس در صفر المظفر 1324 ، تمامى صفحات جدول مذهب عنوانها زرين ، جلد : مقوا ، 92 برگ ، 15 سطر ، 13 * 22 سم 1886 ) نسخه شماره : 3 / 810 - 100 / 5 آغاز : شدستم چون دهانت ناپديدار * بفرما يك . . . . قلم بر نامه چون ديد اشكبارش * كمر بست از براى . . . . انجام : يكى گفت از نيان ملك را نهان * كه اى حلقه در گوش حكمت جهان پسنديدگان در بزرگى رسند * زما بندگانت چه آمد پسند افتادگى ازآغاز و انجام ، نستعليق ، بى كا ، تمامى صفحات مجدول مذهب ، عناوين شنگرف . ، جلد : تيماج قهوه اى ، ضربى مجدول طاقدار ، 38 برگ ، 12 - 14 سطر ، 5 / 13 * 22 سم 1887 ) نسخه شماره : 4633 - 153 / 23 آغاز : به امرش وجود از عدم نقش بست * كه بازش چنين كردى از نيست هست اگر ره به كتم عدم در نبرد * از آنجا به صحراى محشر ببرد انجام : در خاتمت كتاب گويد بيا تا بر آريم كامى ز دل . . . كه جرم آيد از بندگان در وجود . افتادگى از آغاز و انجام ، نستعليق ، بى كا ، قرن 12 ، جلد : تيماج مشكى ، 138 برگ ، 14 سطر ، 14 * 19 سم 1888 ) نسخه شماره : 7881 - 261 / 39 آغاز : جوانمرد شاطر زمين بوسه داد * ملك را ثنا گفت و تمكين نهاد به دو گفت اى شاه باداد وهوش * از اين درسخنهاى حاتم بنوش انجام : زن بيخرد بر در و بام وكوى * همى كرد فرياد و مى گفت شوى