على صدرايى خويى
698
فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى )
اهالى مياندوآب . شرح درگيرى اهالى مياندوآب و كردها . نامه صديق الدوله به مولف در باب حوادث مياندوآب . مولف در ابن بخش جزئياتى از حوادث درون دربار وليعهد و خيانت خدمتگزاران وى از جمله صديق الدوله مى نگارد كه جالب توجه است . 2093 ) نسخه شماره : 8621 - 71 / 58 ( حجازيها ) آغاز : عليخان حضور داشته و مراتب درستكارى و بى طمعى دولت خواه را عرضه داشت . . . از قرار تفصيل ذل دستخط صادر نموده ، مقرب الخاقان ميرزا محمد عليخان نايب اول پيش خدمت باشى . . . منظور نظر مبارك و الا از ماموريت آن مقرب الخاقان عمده گرفتن سربازان فوج مخبران شقاقى بود افتادگى از آغاز و انجام ، شكسته ، نستعليق ، بى كا ، بى تا ، بدون جلد ، 47 برگ ، 14 سطر ، 17 * 22 سم تاريخ غوريان ( تاريخ - فارسى ) قطعه اى است از كتاب تاريخى كه در آن وقايع از سال 589 تا 613 تحرير شده است . در اين كتاب تاريخ شاهان غورى از سال 589 تا 613 با انشايى مسجع و مصنوع و با عبارات پردازيهاى متكلفانه درج شده و بخش اعظم آن اشعار عربى و فارسى است . مؤلف ابتدا بندهايى در پند و اندرز و نصيحت به سلطان مى آورد و پس از آن به ذكر تاريخ مى پردازد و در اثنا نيز عبارتهايى در تعريف اسب و مركب و شمشير و . . . آورده است . فهرست بخشهاى موجود در نسخه حاضر چنين است : فتح اجمير كرت دوم در 589 ، فتح تهنگر ، ذكر تفويض ايالت تهنگر به امير معظم بهاء الدوله طغرل ، فتح كاديور هند در 592 ، تعريف مسجد جامع دهلى ، نهضت مبارك بر سمت قلعه كول و خطه بنارس در 590 ، استخلامى قلعه كول كه در ذيل آن آورده : ( و چون رايات عاليه - لازلت محفوفة بالنصر و الظفر - از حضرت خوارزم اجلها الله در شهور سنه ست مائه مراجعه كردند . لشكر خطا - خذلهم الله و اياديهم - جمعيتى كردند و خدايگان اعظم را - اعظم الله قدره و نظم امره - از آن طايفه كه چون ستارگان آسمان بى نهايت بودند . . . روى به ملتان آورد و به وقت رسيدن به امير داد حسن مير علم بلعجبى آغاز نهاد . . . ) بهاء الدين محمد ، ابن سنكوان كه در حدود ملتان اقطاع داشتند ، و رايات دولت از دارالملك غزنه روان شد و امير حاجب سراج الدين ابوبكر ، ذكر تفويض ايالت قلعه كالنجر به هويز الدين حسن ( . . . و عنوان شهنشاهى و صدر تاريخ جهاندارى به ذكر آن بهجت و بها يافت هفت خوان و قصه مازندران در طى نسيان آمد . . . به پيروزى به دار الملك غزنه روان گشت ، نهضت مبارك به طرف قلعه كول و تفويض ايالت اين موضع به ملك حسام الدين فتح كالنجر ، ذكر شكسته شدن چشم عزنى و گرفتار شدن ملك تاج الدين در سنه 612 ، ذكر وفات سلطان السلاطين قطب الدين ، ذكر مرتب شدن امراء اطراف در سلك خدمت و مسلم شدن ممالك هند و سند ، محمد كوفى و شيخ محمد سرزى . ( 1 ) نمونه اى از نثر و نظم اين رساله چنين است : [ ص 8 ] : فتح احمير كرت دوم ، و در شهور سنه