السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
83
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
( چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داد : « ستكثر بعدي القالة عَلَيّ » « 1 » ؛ پس از من كسانِ زيادى يافت مىشوند كه بر من دروغ مىبندند ) كه با نقلهاى راست گويان از صحابه متعارض مىشد ، و يا اين اختلاف به جهت فراموشى يا سهو يا اشتباه بعضى از آنها روى مىداد ، و اين نقل با روايت حافظانى كه احاديث صحيح را به ياد داشتند ، اختلاف مىيافت . و يا اين نقلها در ظاهر متعارض به نظر مىآمدند و بر آنان كه وجه جمع ميان آنها را نمىدانستند و به قرائن حاليه يا مقاليه - كه رفع اختلاف را امكانپذير مىساخت - آگاه نبودند ، پوشيده مىماند . بنابر اين ، كسى كه مىخواهد در حديث اطمينان يابد مىبايست در اخذ آن احتياط كند و هركه در حديثى شك مىكرد شايسته بود درباره آن تحقيق كند تا حديث صحيح برايش روشن شود « 2 » و حديث دروغ را بشناسد ؛ و به صرف احتمالى كه مىداد جايز نبود به محو حديث و سوزاندن آن دستور دهد و گرنه اين كار ، ضايع ساختن حديث و كوتاهى در نگهدارى آن است . نكته اى كه اشاره به آن ، ضرورى است اين است كه : متونى كه بر قاطعيت صحابه در نقل اخبار و قبولِ آنها ، تأكيد دارند و بيم سعد بن ابى وَقّاص و عبدالله بن مسعود و . . . از نقل حديث ( و اينكه مبادا در حديث زياده و كم شود ) و سخن زيد - كه گفت : سالمند و پير شديم و احاديث پيامبر از يادمان رفت - همه بر نادرستى مقوله حراست از حافظه تأكيد دارند « 3 » .
--> ( 1 ) . بنگريد به ، المعتبر 1 : 29 ؛ در صحيح بخارى 1 : 52 ، حديث 16 ، به اسناد از على بن ابى طالب آمده است كه پيامبر فرمود : « لا تكذِبوا عَلَيّ فإنّه مَن كَذَبَ عَلَيّ فليلجِ النّار » ؛ بر من دروغ مبنديد كه هركس بر من دروغ بندد در آتش درآيد . ( 2 ) . در خبرى كه رافع بن خديج از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرد ( و پيش از اين ذكر شد ) اين مطلب آمده است . ( 3 ) . الأضواء على السنّة المحمديّة : 55 - 58 ؛ حديث زيد در مأخذ زيادى آمده است ، از جمله ؛ سنن ابن ماجة 1 : 11 ، حديث 25 ؛ مسند احمد 4 : 370 ، حديث 19323 - 19324 .