السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
81
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
حافظه بيشتر مردم ناتوانتر از آن است كه همه مباحث دانش را در بر گيرد و آنها را از نابودى حفظ كند و از پَريدن مصون دارد ؛ و آن گاه كه نزد مردمى قوى شود ناگزير بايد نزد ديگران ضعيف باشد ، پس آنان به اينان خيانت مىكنند و معارفشان را ناچيز مىسازند . اصحاب جَرح و تعديل ( عالمان رجال ) نام بعضى از صحابه و رُوات را كه در نوشتههايشان خلط كردهاند ، در كتابهايشان شمردهاند ؛ وَهْم و غلط در حديث اينان از قسم اول كمتر است مگر كسانى از ايشان كه تساهل ورزند ؛ مانند كسى كه از غير كتابش حديث كند يا كتابش را به ديگرى دهد و در آن زيادى و نقص پديد آيد و بر وى پوشيده ماند . به همين جهت پيشوايان حديث ، درباره كسانى كه چنين نقصهايى در احاديثشان هست ، سخن گفتهاند . با توجه به اين مطلب ، هرگاه كسى عادل باشد ليكن از حفظ حديث نخواند و بر آنچه در كتابش هست اعتماد ورزد و حديث بياورد ، وظيفهاش را انجام داده و حديثِ وى در اين صورت - بىخلاف - صحيح است « 1 » . اكنون سخنِ حافظ ابن حجر را در كتاب نكتهاش بر ابن صلاح ، مىآوريم كه در آن به توصيف راويان صحيح - پس از صحابه - مىپردازد : هركه در روايتش بر آنچه در كتابش هست تكيه كند ، نبايد بر او عيب گرفت ، بلكه وصف بيشتر راويان صحيح - بعد از صحابه و بزرگان تابعين - همين است ؛ زيرا راويانِ صحيح دو قسماند : بعضىشان بر احاديثى كه از بَر دارند اعتماد مى ورزند ( هر كدامشان در حفظ حديث خويش كوشاست ، بارها تكرارش نموده وشناسانده است ) كمى حلقات اتصال وكوتاه بودن متون در نزد بعضىشان ، اين كار را براى آنها آسان ساخته است تا آنجا كه كسانى هزار حديث را حفظ داشتند و جا و نشانِ آنها را باز
--> ( 1 ) . مقدّمه تقييد العلم : 8 .