السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
77
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
استاد ابو زهو مىگويد : چيز ديگرى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به نهى از كتابتِ حديث واداشت ، صيانت از توانايى حفظِ مطالب بود كه عرب به آن ممتاز بودند ؛ اگر آنان احاديث را مىنوشتند ، به همان نوشتهها تكيه مىكردند و حفظِ حديث را وامىگذاشتند ، و در نتيجه به مرورِ زمان ، مَلَكاتِ حفظ آنها ضايع مىشد « 1 » . و شيخ عبدالخالق عبدالغنى مىگويد : قول دوم اين است كه نهى از كتابت حديث به جهت ترس از اعتماد آنها به كتابت و اهمالِ حفظ صورت گرفت ، حفظى كه سرشت و سجيهشان بود ؛ و با اين كار ملكهشان ضعيف مىشد . . . به همين جهت اين نهى ويژه كسانى است كه در حفظ قوى و مصون از نسياناند « 2 » . پيش از اين سخن ، مىنويسد : در پاسدارى از شرع ، حفظ و كتابت نوبتى عمل مى كنند و غالباً هنگامى كه يكى قوى شود ديگرى ضعيف مىگردد . از اين جاست كه ما يكى از عوامل ديگرى را در مىيابيم كه صحابه را واداشت شاگردانشان را بر حفظ حديث برانگيزند و آنها را از كتابت بازدارند ؛ زيرا آنان مىديدند كه اعتماد بر نوشتن ، ملكه حفظ را در ميانشان ضعيف مىسازد - همان ملكهاى كه جزو سرشتشان
--> ( 1 ) . الحديث والمحدّثون : 123 . ( 2 ) . حجيّة السنّة : 428 ؛ و نگاه كنيد به ؛ تدريب الراوى 2 : 67 .