السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )

73

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )

گردآورى حديث راهى را در پيش گرفتند كه اختلاف زيادى با روش آنها در جمع قرآن داشت « 1 » . سيّد محمّد رضا جلالى بر نظر ابن حجر اين گونه حاشيه زده است : از مُحدِّث ، رجالى و مورّخى چون حافظ ابن حجر عسقلانى ، جاى بسى شگفتى است كه چگونه اين حقيقت روشن بر او پوشيده مىماند ومىگويد : « لأنّهم كانوا لا يعرفون الكتابة » ( زيرا آنان كتابت نمىدانستند ) وچنان كه از سخن او برداشت مىشود ، يعنى همه صحابه چنين بودند . شايد حافظ سيوطى اين لغزش ابن حجر را دريافته كه عبارتش را تعديل مىكند و مىگويد : « إنّ أكثرهم كانوا لا يُحسنون الكتابة » ؛ بيشتر آنان نمىتوانستند خوب بنويسند « 2 » . به اين ترتيب ، روشن شد كه تعميم عدم آشنايى صحابه نسبت به كتابت ، نادرست است ؛ زيرا كسى كه نوشتن را خوب نداند ، به او نمىتوان گفت : « ننويس ! » . نهى بى پايه از تدوين حديث ، خود به خود ، گوياى وجود افرادى صلاحيت دار از ميان آنان براى نگارش است يا بيانگر تحقق رخداد كتابت است . و گرنه ، نهى بيهوده مىگردد ( به ويژه وقتى كه نهى شديد باشد ) . محقق كتاب ثبت البلدى هنگام شرح حديث « لا تكتبوا عنّي شيئاً سوي القرآن و من كتب فليمحه » ( از من جز قرآن ، چيزى را ننويسيد و هركه نوشته ، آن را محو كند ) مىگويد : عبارت حديث ، بيانگر وجود كسانى است كه در دوران نخستين حيات پيامبر صلى الله عليه و آله حديث را تدوين مىكردند « 3 » .

--> ( 1 ) . علوم الحديث ومصطلحه : 6 . ( 2 ) . تدوين السنّة الشريفة : 392 - 393 ؛ قول سيوطى در « تدريب الراوى 1 : 88 » آمده است . ( 3 ) . ثبت البلدى : 77 ( مقدّمه محقّق ) .