السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
71
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
بىگمان تعداد زيادى از صحابه در عصر پيامبر سواد خواندن و نوشتن را داشتند ، گرچه اغلب مردم در آن زمان با كتابت آشنا نبودند ، ليكن همان كسانى كه مىدانستند بسنده بود « 1 » . استاد خطيب بر آن است تا سببِ قانع كنندهاى براى منع تدوين ارائه دهد ، از اين رو بعضى از انگيزه هاى كليشه اى را - كه در آنها بر ديگران تاخت - دوباره مىآورد ومىنويسد : سبب منع تدوين رسمى سنّت در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله جهل مسلمانانِ آن زمان به كتابت و خواندن نبود - در ميان آنان قاريان و كاتبانى بودند كه قرآن را تدوين كردند - بلكه اسباب ديگرى وجود داشت ، مهمترين آنها ترس از مشتبه شدن قرآن با سنّت بود ، و نيز بدان جهت كه مسلمانان با اشتغال به تدوين سنّت از كتابت قرآن و آموزش و حفظ آن باز نمانند . . . « 2 » . دكتر عبدالغنى ، همين خطا را مرتكب مىشود هنگامى كه در ردّ سخن ابن قُتَيْبَه مىنويسد : دليل عمده در ثبوت نهى ، حديث ابى سعيد خُدرى است و از آن به دست مىآيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله كسانى را كه از كتابتِ سنّت بازداشت ، اجازه نوشتنِ قرآن داد . اگر علّت نهى ، بيمِ خطا در كتابت بود ، چگونه پيامبر كتابتِ قرآن را برايشان اجازه داد « 3 » ؟ سيّد هاشم معروف ، مىگويد : از مجموع اين سخنان روشن گشت كه كتابت ميان مكّيان ، آن گونه كه بَلاذِرى - در فتوح البلدان - ادعا مىكند ، نادر نبود ؛ آنجا كه مىنويسد : « هنگام ظهور
--> ( 1 ) . دراسات فى الحديث النبوى 1 : 73 . ( 2 ) . السنّة قبل التدوين : 340 . ( 3 ) . حجيّة السنّة : 430 و 444 .