السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
201
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
اين زن غش مىكند ، شايد كسى كه با او آميزش كرده در حال غش و بيهوشى ، اين كار را با او انجام داده است ! رهايش كن ! عمر ( با شنيدن اين سخن ) تكبير گفت « 1 » . * زنى را نزد عمر آوردند كه دل بسته جوانى از انصار شده بود و به او عش - ق مى ورزيد . چون جوان به خواسته او تن نداد ، دست به حيله زد ، تخم مرغى را گرفت و زردىاش را درآورد و سفيدىاش را به لباس و ميان رانهاى خود ماليد ، سپس فرياد زنان پيش عمر آمد و گفت : اين مرد به زور با من درآويخت و رسوايم كرد و اين منىها اثرِ كار اوست ! عمر از زنان خواست اين ادعا را وارسى كنند ، آنان گفتند : در بدن و لباس وى اثر منى است . عمر خواست جوان انصار را كيفر دهد ، وى استغاثه مىكرد و مىگفت : دست نگه دار ، به خدا سوگند مرتكب فحشا نشدهام و به آن زن نياويختهام ، او مرا به خود فراخواند ، خويشتن را بازداشتم . عمر گفت : اى ابا الحسن ، در امر اين دو چه نظرى دارى ؟ على عليه السلام بر آنچه در جامه ريخته بود نگريست و آن گاه آب داغِ در حال جوشش خواست و بر لباس ريخت ، سفيدىها جامد شد ، سپس حضرت از آنها گرفت و بوييد و چشيد و مزه تخم مرغ را شناخت و آن زن را سرزنش كرد تا اينكه اعتراف كرد « 2 » . 11 . عبدالرحمان بن عوف * از ابن عبّاس نقل شده كه عمر به او گفت : اى جوان ، آيا از رسول خدا صلى الله عليه و آله يا يكى از صحابه شنيدهاى كه هنگام شك در نماز چه بايد كرد ؟ در اين بين ، عبدالرحمان بن عوف رسيد ، گفت : بحثتان درباره چه بود ؟ عمر ماجرا را گفت .
--> ( 1 ) . سنن ابى داود 4 : 140 ، حديث 4402 و 4399 ؛ المستدرك على الصحيحين 2 : 68 ، حديث 2351 ؛ سنن بيهقى 4 : 269 ( و جلد 8 ، ص 264 ) ؛ سنن دارقطنى 3 : 138 ، حديث 173 ؛ سنن نسائى 4 : 324 ، حديث 7347 . ( 2 ) . الطرق الحكميّة ( ابن قيّم جوزيه ) : 70 ؛ به نقل از الغدير 6 : 126 .