السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
197
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
فرمود : درست است ! او زن و فرزند دارد ، و خداى برتر از اين است كه داراى زن و فرزند باشد . عمر گفت : اگر على بن ابى طالب نبود ، نزديك بود عمر هلاك شود « 1 » . 5 . عبدالله بن مسعود از ابراهيم نَخَعى روايت شده كه : عمر فتوا به قتل مردى داد كه مرتكب قتل عمدى شده بود . بعضى از اولياى دم او را بخشيدند [ با وجود اين ] عمر دستور داد او را بكشند . ابن مسعود گفت : جانِ اين شخص مال آنهاست ، چون اين ولى عفو كرد جانش را زنده ساخت ؛ هيچ كدام نمىتواند حقش را بگيرد مگر اينكه ديگرى [ هم ] بستاند ! عمر پرسيد : چاره چيست ؟ ابن مسعود گفت : نظر من اين است كه در مالش ديه قرار دهى و حصه كسى را كه بخشيده از وى كسر كنى . عمر گفت : نظر من هم همين است « 2 » . 6 . ابَي بن كعب از حسن نقل شده است كه : عمر گفت : كاش آنچه را در كعبه هست ، مىگرفتيم و تقسيم مىكرديم ! ابَى بن كعب گفت : والله ، اين كار را نبايد بكنى ! عمر پرسيد : چرا ؟
--> ( 1 ) . الفصول المُهمّه ( ابن صبّاغ ) : 35 ؛ كفاية الطالب : 218 - 219 . ( 2 ) . الأُم ( شافعى ) 7 : 329 ؛ سنن بيهقى 8 : 60 ؛ الحجّة ( شيبانى ) 4 : 385 ( ماجراى ديگرى ابن مسعود دارد ، نگاه كنيد به كنز العمّال 11 : 33 ، حديث 30513 ) ؛ ابن قيّم - در اعلام الموقّعين 2 : 237 - مىگويدكه ابن مسعود در بيش از صد قضيه با عمر مخالفت كرده است .