السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
192
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
پيامبر صلى الله عليه و آله فتوا مى داد و براى حاضران از يارانش حكم صادر مى كرد و تنها زمانى براى كسانى كه حضور نداشتند ، حجت استوار مى شد كه يك يا دو نفر و يا شمارى از كسانى كه تبانى آنا بر دروغ ، محال نيست ؛ آن را نقل كنند « 1 » . ابن حَزْم ، پس از اين سخن ، مىافزايد : بعضى از صحابه را مىيابيم كه به حديثى دست مىيابد و آن را چنان تأويل مىكند كه از ظاهرش خارج مىشود ، و مىيابيم كه آنان اقرار و اعتراف مىكنند كه بسيارى از سنن به دستشان نرسيده است . حديث مشهور از ابى هُرَيره همين را مىگويد : « برادرانِ مهاجرم را خريد و فروش بازار به خود مشغول ساخت و برادرانِ انصارم را ساماندهى اموالشان به خود سرگرم كرد » « 2 » . از اينجا روشن مىشود كه ترسيم سيمايى براى عمر كه به او جايگاهى ويژه ( بلند وبرتر از همه ) بخشد ، ناشى از نوعى علاقه افراطى به وى است كه شخص خليفه آن را نمىپسندد و از آن بيزارى مىجويد . خليفه دوم از ديدگاه بعضى از صحابه تصريحات بعضى از صحابه كه در ذيل مىآيد ، اين مطلب را روشنتر مىسازد . 1 . مُعاذ بن جبل * مردى پيش عمر آمد و گفت : من دو سال پيشِ زنم نبودهام ، اكنون كه آمدهام او آبستن است ! عمر در سنگسار كردن آن زن با مردم مشورت كرد ، مُعاذ بن جبل گفت : اگر او بايد سنگسار شود ، جنين شكمش كه بىگناه است ! او را واگذار تا زايمان كند .
--> ( 1 ) . الإحكام فى اصول الأحكام 1 : 108 . ( 2 ) . الإحكام فى اصول الأحكام 2 : 151 ( حديث ابو هريره در منابع ديگر نيز آمده است ؛ مانند صحيح مسلم 4 : 1940 ، حديث 2492 ؛ دلائل النبوّه ( اصبهانى 1 : 86 ، حديث 78 ؛ سير أعلام النبلاء 2 : 595 ) .