السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
175
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
عبدالله [ بن ثابت ] مىگويد ، به عمر گفتم : خداعقلت را دگرگون سازد ! رنگ چهره پيامبر را نمىبينى ؟ ! عمر گفت : راضى شدم « الله » پرورگارم باشد و « اسلام » دينم و « محمّد » پيامبرم « 1 » . ثابت شده كه عُمَر با يهود آمد و رفت داشت و از روى كتابهايشان مىنوشت و مىخواند و اخبار آنان را دوست داشت . براى اينكه رد كند يا دروغين بودن آنها را بنماياند ، نمىخواند ، بلكه از آن اخبار به شگفت مىآمد و مىخواست دانايى كسب كند ! به همين جهت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به شدّت غضبناك شد ؛ چراكه آن حضرت مسلمانان را از يهود برحَذَر مىداشت و قرآن كريم بارها از خُدعه و مكر آنان سخن گفته است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ « 2 » ؛ اى كسانى كه ايمان آورديد ، يهود و نصارى را دوستِ خود نگيريد [ چراكه ] بعضى از آنها دوستان بعض ديگرند ! هركه با آنان دوستى كند از ايشان است ! به راستى كه خدا قوم ستمكار را هدايت نمىكند . لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ . . . « 3 » ؛ اى پيامبر ، سرسختترين دشمنانِ مؤمنان يهودند . . . پس از اين واقعه ، شوك شديدى بر روانِ عمر وارد شد و نوعى واكنش منفى را در او برانگيخت كه باعث شد در برابر حديث گويان و حديث نگاران ، مواضعِ سختى در پيش
--> ( 1 ) . المصنّف ( عبدالرزّاق ) 6 : 113 ، حديث 10164 ( و جلد 10 : 313 ، حديث 19213 ) ؛ مجمع الزوائد 1 : 174 ؛ در اين مأخذ آمده است كه عمر گفت : جوامعى از تورات را از يكى از برادران بنى زريقِ خود ، گرفتم . . . ( 2 ) . مائده / 51 . ( 3 ) . مائده / 82 .