السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )

169

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )

شنواى فرمان وى نبودند « 1 » و بعضى تهمت دروغ به ناموس پيامبر زدند « 2 » ، و برخى - در شب عَقَبه - همدست شدند تا آن حضرت را ترور كنند « 3 » . و در اين ميان ، مؤمنانى بودند كه به شكلى گسترده پيروى اش مى كردند ؛ فرمان‌ْبردار آن حضرت بودند و اگر از چيزى نهى مىكرد باز مىايستادند و بر خلافِ حكم پيامبر قدمى برنمىداشتند . حَنْظَله ( غسيل الملائكه ) از حضور در ميدان جنگ تخلّف نكرد مگر اينكه از پيامبر اجازه گرفت شب زفاف را نزد همسرش بماند « 4 » ، در حالى كه شمار زيادى از صحابه ، بىاجازه ، از جهاد رو برتافتند . آيا همين عملكرد حنظله نمى رساند كه وى از پيروان تعبُّد محض بود ؛ و ديگران از پيروانِ خودرأيى ومصلحت سنجى ؟ به نظر مىرسد پيامبر صلى الله عليه و آله با پيگيرى پاره اى از كارهاى جداگانه مى خواست افراد انگشت نمايى از امّتش را بيازمايد . داستان ذى الثديّة آن مرد زاهدنما « 5 » ، درخواستِ تدوين نامه‌اى هنگام مرگ ، فرمانده نمودن اسامه بن زيد ( جوان 18 ساله ) بر مردانى چون ابوبكر وعمر و ابو عُبَيْدَه ، همه نقاطِى سزاوار درنگ اند . ما بدين جهت بر عملكرد ديگران ، عنوانِ « خودرأيى و مصلحت سنجى » را اطلاق مىكنيم ، كه آنان در توجيه مخالفت‌هايشان چنين تعابيرى كلمات را به كار مىبردند ؛

--> ( 1 ) . حجرات : 1 - 6 ( و نيز بنگريد به ، صحيح بخارى 4 : 1587 ، حديث 4109 ، و جلد 6 ، ص 2662 ، حديث 6872 ) . ( 2 ) . نور / 11 . ( 3 ) . توبه / 74 ( و بنگريد به ، شرح النووى على مسلم 17 : 12 ؛ المعجم الأوسط 4 : 146 ، حديث 3831 ؛ الأحاديث المختارة 8 : 221 ، حديث 260 ) . ( 4 ) . صحيح ابن حبّان 4 : 15 ، حديث 7025 ؛ المستدرك على الصحيحين 3 : 225 ، حديث 4917 ؛ السنن الكبرى ( بيهقى ) 4 : 15 ؛ تاريخ طبرى 2 : 69 ؛ سيره حلبيّه 2 : 525 ؛ تحفة المحتاج 1 : 602 ؛ التحفة اللطيفة 1 : 310 ، ترجمه رقم 1080 ( حنظلة بن أبى عمر ) . ( 5 ) . ذى ثديّه ، لقب مردى است كه ماهيچه‌هاى بازوانش چون سينه زنان بزرگ و آويخته بود ( م ) .