السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )

124

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )

پرداخت تا اينكه به منزلش درآمد ، به كنيزش گفت : تشتى پر از آب برايم بياور ! پس از آنكه كنيز تشت آب را آورد ، ابن مسعود صحيفه را در آب فرو برد و آن را مىمالاند و مىخواند الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ . . . « 1 » ) ؛ الر ، اين آيات كتاب روشن‌گر [ ومتمايز از ديگر كتاب‌ها ] است ، ما قرآن را به زبانِ عربى نازل كرديم تا عقلتان را ( در آن ) به كار بريد ؛ ما شيوا و گوياترين سخنان را برايت حكايت مىكنيم . آيا قصه‌هايى نيكوتر از قصه‌هاى خدا را مىخواهيد ؟ آيا سخنى بهتر از سخن خدا را خواهانيد « 2 » ؟ ! اگر به مجموعه اين احاديث بنگريم و به يك ديگر پيوستشان دهيم به نتايجى دست مىيابيم كه بر خلاف آن چيزى است كه اصحاب ديدگاه پيشين ، به آن رسيدند . توضيح اين سخن را در ضمن چند نكته بيان مىكنيم : الف ) از رواياتِ كتاب و ديگر احاديث به دست مىآيد كه در بيشترِ اين صحيفه‌ها و كتاب‌ها نگرش‌هاى حيرت آورى وجود داشت كه پيش از آن ، مسلمانان نشنيده بودند و با سرشتِ تشريع اسلامى پيوند نمىيافت و به همين جهت ، تعجّب برانگيز بود . اگر محتواى اين كتاب‌ها با بافته‌هاى فكرى و مأنوسات ذهنى آنان هماهنگ مىبود ، به نظرشان عجيب نمىآمد . در اين روايات عباراتى چنين آمده است : « وَجَدْتُه بالشام فَأَعْجَبَني » ( آن كتاب را در شام يافتم ، حيرتم را برانگيخت ) ، « هذه صحيفة فيها حديثٌ عجيبٌ » ( اين كتابى است كه در آن حديث شگفتى هست ) ، « عندهم صحيفةٌ فأعْجَبَتْني » ( نزدشان صحيفه‌اى است كه مرا به تعجّب واداشت ) ، « إنّ عند ناس كتاباً يُعْجِبونَ به » ( نزد مردمى كتابى هست كه به آن مىنازند ) .

--> ( 1 ) . يوسف / 1 - 3 . ( 2 ) . تقييد العلم : 54 - 55 .