محمد باقر اديبى لاريجانى

106

مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى " ره " ) ( فارسى )

اين ملاك اگر چه مطلق نيست ؛ اما در تحقيق تاريخى كاربردى جدى دارد ، و ملاك دومى كه در نقد متون روايات تاريخى بايد به كار برده شود و در مجموعه عبد اللّه بن سباء و خمسون و مائة و . . . مورد توجّه قرار دارد . نقد متن با ملاك طبيعى بودن و غير طبيعى بودن يا بهتر بگوييم عقلانى بودن يا غير عقلانى بودن آن روايت است . مثلًا در نقل سيف در جريان فتح شهر شوشتر آمده است : « در سال سيزدهم هجرى لشكر اسلام به كنار شهر شوش آمده و آن را محاصره كرد ، فرمانده اين لشكر ابا سبره عامرى قرشى بود ، چندين بار بين دو لشكر برخورد و درگيرى پيش آمد و هر بار مردم شوش بر مسلمانان غلبه مىيافتند . روزى راهبان و كشيشان شهر از بالاى ديوارهاى حصار شهر با سربازان مسلمان سخن گفتند كه : اى مردم عرب ما در نوشته‌هائى كه از دانشمندان گذشته خويش به يادگار داريم ديده‌ايم كه شهر شوش را جز دجّال نمىتواند فتح كند ، اگر در ميان شما دجّال باشد اين كار را مىتوانيد ، و اگر نباشد خود را براى محاصره اين شهر به زحمت نياندازيد ! اين سخن تأثيرى نداشت ، و جنگ باز هم ادامه يافت . راهبان براى بار دوم هم با مسلمانان سخن گفتند و تكرار كلام گذشته كردند ، مردى به نام صاف بن صياد - اين مرد اهل مدينه بود - كه همراه سربازان مسلمان بود به كنار دروازه شهر آمده و آن را با پاى خود كوبيده و گفت : باز شو ! تمام زنجيرها و قفل‌ها كه در را بسته نگاه مىداشت پاره شدند و در نتيجه همه درها باز شدند ، بدين ترتيب مسلمانان به شهر شوش داخل شده و شهر را فتح كردند ؛ البته مردم شهر به صلح تن در دادند و بدين شكل شوش به تصرف مسلمانان در آمد » . « 1 » باز طبرى از سيف نقل مىكند كه : « در مقدمات جنگ قادسيه ، سعد بن ابى وقاص فرماند كل سپاه مسلمانان ، يك افسر مسلمان به نام عاصم بن عمرو را به بخش پايين فرات گسيل داشت ، او تا به سرزمين ميسان رفت مردم به قلعه‌ها پناه

--> ( 1 ) . طبرى ، ج 1 ، ص 2564 و 2565 ، چ اروپا و ج 4 ، ص 91 و 92 . چاپ ابو الفضل ابراهيم .