الدكتور فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
54
دوازده نكته در بررسى و ارزيابى ادله توسل ، شفاعت ، تبرك و زيارت ( فارسى )
عليه « لا تَشُدُّوا الرّحال إلّا إلى ثلاثة مساجد » فشَدّ الرحال إلى نبيّنا صلى الله عليه و سلم مستلزم لِشَدِّ الرحال إلى مسجده و ذلك مشروع بلا نزاع إذ لا وصول إلى حجرته إلّابعد الدُخول إلى مسجده . . . . « 1 » ؛ بر فرض كه بار سفر بستن براى زيارت قبر انبيا و اوليا روا نباشد به دليل عموميت نهى پيامبر خدا ( كه درود خدا بر او باد ) كه فرمود : بار سفر بستن جز براى [ رفتن ] به سه مسجد روا نيست » اما در خصوص زيارت قبر پيامبر ما ، اين نهى نخواهد بود چون هر كه بار سفر براى زيارت قبر ببندد ناگزير بار سفر براى رفتن به مسجد پيامبر بسته است و اين كار بدون شك مشروع است چون رسيدن به حجرهء قبر پيامبر اكرم ، پس از ورود به مسجد امكانپذير است . » بدعت در اين مسأله نيز پس از وجود ادلهى لفظى ، نابجاست . افزون بر آن ، برفرض كه ادلهى لفظى ادعاى بدعت را منتفى نسازد ؛ اما هر مسأله مستحدثه مانند زيارت را نبايد بدعت ناميد بلكه از باب مماشات مىتوان گفت : اين « بدعت حسنه » « 2 » است كه اهل تسنن بنا به سنت عمر در نماز تراويح ، آن را پذيرفتهاند به
--> ( 1 ) - ذهبى ، محمد ، سير اعلام النبلاء : ج 4 ، ص 484 تحت رقم 185 . ( 2 ) - ر . ك : بخارى ، محمد ، صحيح البخارى مع فتح البارى : ج 4 ، كتاب « صلاه التراويح » ، ص 250 ، ح 2010 و نيز ، ر . ك : عينى ، محمود ، عمد القارى : ج 11 ، ص 126 ؛ سيد مرتضى ، علم الهدى ، الشافى : ج 4 ، ص 219 ، ايشان تئورى « بدعت حسنه » را آورده و آن را بررسى و نقد كرده است . چون عمر در عصر خلافت خود اصل نماز تراويح يا انجام آن را به صورت جماعت « بدعه حسنه » ناميد كه اين معناست اين نماز بدين شكل در اسلام سابقه نداشته اما ازنظر عمر اين بدعت حسنه است كه دستور داد در اين امت رايج شود و اهل تسنن آن را پذيرفتند .