الدكتور فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )

31

دوازده نكته در بررسى و ارزيابى ادله توسل ، شفاعت ، تبرك و زيارت ( فارسى )

مىكنند ؛ به همين گونه هم اكنون نيز پس از وفات پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در ذهن هر موحدِ مؤمنى اين هست كه عبادت تنها مختص خداست و اين امور از دايره‌ى عبادت غير خدا بيرون است . اما مشركان شفيعان خود را معبود مىپنداشتند و آنان را عبادت مىكردند . خداوند مىفرمايد : « . . . ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى . . . . » ( زمر / 3 ) « ما آن‌ها را نمىپرستيم جز براى آن كه به خدا نزديك‌تر شويم » و اين تفاوتى اساسى بين باور موحدان و پندار مشركان است ؛ بنابراين چگونه ممكن است اين قياس و تشبيه صورت پذيرد ؟ ! تشبيه مسلمين با مشركان و مقايسه آنان با يكديگر در حالى كه هيچ نقطه اشتراكى بين آن‌ها نيست . نكته ششم : هرگز آياتى كه سخن از تأثير اسباب و مسببات در نظام آفرينش دارد و يا فعلى از بنده را كنار فعل خداوند مطرح مىكند ، به معناى استقلال اسباب يا استقلال فعل بندگان در نظام هستى نيست . ارزيابى و شرح : به محض آن كه فعلى از بنده با فعل خداوند در كنار يكديگر به طور مشترك بيان شود ، نبايد آن را شرك دانست و با توحيد ناب متضاد شمرد . چون خداوند در قرآن از اين نوع موارد را آورده و آن‌ها را تاييد كرده است . مانند اين آيه‌ى