السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )
86
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )
همهء مورّخان از جمله طبرى ، ابن اثير ، ابن كثير و يعقوبى ، همه به اين داستان اشاره كردهاند كه : ابو بكر ، خالد بن وليد را با لشكرى بهطرف قبايلى فرستاد كه پس از رحلت پيامبر ( ص ) با وى بيعت نكرده بودند يا زكات به گماشتگان او نمىدادند تا آنها را مجبور به پرداخت زكات كنند . عمر به ابو بكر گفت : اكنون در اين كار اندكى صبر كن . ابو بكر گفت : « نه ، به خدا قسم ، اگر يك مهار شتر را كه به پيامبر ( ص ) مىدادند به من ندهند ، من با آنها مىجنگم » . خالد بن وليد را با لشكرى به جنگ آنان فرستاد . به سرزمينى كه مالك بن نويره در آن بود « بطاح » مىگفتند . ابو قتادهء صحابى روايت مىكند : به آن سرزمين شبيخون زدند ( درصورتىكه پيامبر ( ص ) هرگز شبيخون نمىزد ) . چون لشكريان ، شبانه آنها را احاطه كردند ، قبيلهء مالك به وحشت افتادند . سلاح جنگ بر تن كردند و آمدند براى مقابله . ابو قتاده مىگويد : به آنها گفتيم كه ما مسلمانيم . آنها در جواب گفتند : ما هم مسلمانيم . فرمانده لشكر به آنها گفت : پس چرا سلاح برداشتهايد ؟ گفتند : چرا شما سلاح برداشتهايد ؟ ابو قتاده مىگويد : ما گفتيم اگر شما راست مىگوييد ، سلاح خود را بر زمين بگذاريد . آنها سلاح را به زمين گذاشتند . سپس ما نماز خوانديم و آنها هم با ما نماز خواندند « 1 » . در روايت ديگر آمده است : همينكه اسلحه را بر زمين گذاشتند ، دست مردان آنها را بستند و آنها را مانند اسير به نزد خالد بردند « 2 » . همسر مالك
--> ( 1 ) . اين مطلب مورد اجماع مورّخان مكتب خلفاست . ( 2 ) . عبد اللّه بن سبأ ، تأليف نگارنده 1 / 181 به نقل از شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد .