السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

84

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

شما مىكوبم و به يارى خانواده و هوادارانم ، تا آنجا كه در توان داشته باشم ، با شما مىجنگم و دست بيعت در دست شما نمىگذارم . به خدا قسم ، اگر همهء جنّ و انس در حكومت و زمامدارى شما همدست شوند ، من سر فرود نمىآورم و شما را به رسميّت نمىشناسم و بيعت نمىكنم تا هنگامى كه در دادگاه عدل الهى به حسابم رسيدگى شود . چون سخنان سعد به گوش ابو بكر رسيد ، عمر به او گفت : سعد را رها مكن تا با تو بيعت كند . امّا بشير بن سعد گفت : او لج كرده است و با شما بيعت نمىكند ، اگرچه جانش را بر سر اين كار بگذارد . كشتن او به اين سادگى نيست ؛ چه ، او وقتى كشته مىشود كه تمامى خانواده و فرزندان و گروهى از بستگانش با او كشته شوند . او را به حال خودش بگذاريد « 1 » كه رها كردنش شما را زيانى نمىرساند ، زيرا كه او يك تن بيش نيست كه بيعت نمىكند . آنها راهنمايى بشير را پذيرفتند و دست از سعد برداشتند و او را به حال خود گذاشتند . سعد در هيچ‌يك از اجتماعاتشان شركت نمىكرد و در نماز جمعه و جماعت ايشان حاضر نمىشد و در اداى مناسك حج به همراهى آنها و در كنارشان ديده نمىشد ! اين حال ، همچنان ادامه داشت تا آن‌كه زمان ابو بكر به سر آمد و نوبت خلافت به عمر رسيد « 2 » .

--> ( 1 ) . طبرى 3 / 459 ؛ ابن اثير 2 / 126 . اين دو منبع ، روايت را تا همين‌جا نقل كرده‌اند . كنز العمّال 3 / 134 ، حديث 2296 ؛ الامامة و السياسة 1 / 10 ؛ السيرة الحلبية 4 / 397 ؛ اضافه كرده است كه : سعد به هريك از ايشان كه برمىخورد سلام نمىكرد . و طبرى 1 / 1844 ، چاپ اروپا . ( 2 ) . منابع سابق و نيز الرّياض النّضرة 1 / 168 .