السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )
82
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )
كارگزار ديگران نخواهيم شد « 1 » و خالد به نزد امير المؤمنين ( ع ) آمد و گفت : يا على ( ع ) دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنم كه به خدا قسم در ميان مردم سزاوارتر از تو به مقام محمّد ( ص ) نيست « 2 » . هنگامى كه بنى هاشم با ابو بكر بيعت كردند ، خالد نيز با ابو بكر بيعت كرد « 3 » . 11 ) عمر بن الخطّاب عمر در سال آخر زندگى ، به هنگامى كه در حجّ بود ، شنيد كه عمّار گفته است : « بيعت ابو بكر لغزشى بود كه در آخر پديدار شد . اگر عمر از دنيا برود ، ما با على ( ع ) بيعت خواهيم كرد » « 4 » . اين گفتار عمر را پريشان كرد و گفت : « آنگاه كه به مدينه برسم . » . . و وقتى به مدينه رسيد ، همان جمعهء اوّل ، در مسجد پيامبر ( ص ) بر بالاى منبر رفت و گفت : بيعت با ابو بكر لغزش و اشتباهى بود ، كه انجام گرفت و گذشت ، آرى ، چنين بود ، ولى خداوند مردم را از شرّ آن لغزش حفظ فرمود « 5 » .
--> ( 1 ) . الاستيعاب 1 / 398 - 400 ؛ الاصابة 1 / 406 ؛ اسد الغابه 2 / 82 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 13 و 16 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 105 . ( 3 ) . اسد الغابه 2 / 82 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 135 ، به نقل از سقيفهء جوهرى . ( 4 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 123 . ( 5 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 22 - 23 و 6 / 47 و 11 / 13 و 12 / 147 ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 160 ؛ انساب الاشراف 5 / 15 ؛ سيرهء ابن هشام 4 / 336 - 338 ؛ صحيح بخارى ، كتاب الحدود ، باب رجم الحبلى من الزّنا 4 / 119 و 120 ؛ كنز العمّال 3 / 139 ، حديث 2326 . درخور توجّه است كه ابو بكر ، خود نيز دربارهء خلافت خويش همين عبارت را گفته بود : « انّ بيعتي كانت فلتة وقى اللّه شرّها » ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 47 و 50 .