السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

78

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

8 ) زنى از بنى نجّار چون كار بيعت با ابو بكر استوار شد ، وى از محلّ بيت المال ، سهمى براى زنان مهاجر و انصار فرستاد . سهم زنى از بنى عدىّ بن النجّار را به زيد بن ثابت سپرد كه به وى برساند . زيد به نزد آن زن آمد و سهم او را تقديم كرد . زن پرسيد : اين چيست ؟ زيد گفت : از سهامى است كه ابو بكر براى زنان معيّن كرده است . وى گفت : مىخواهيد دين مرا به وسيلهء رشوه از من بستانيد ؟ به خدا سوگند ، از او چيزى نخواهم پذيرفت . سپس آن سهميه را به ابو بكر بازگردانيد « 1 » . 9 ) ابو سفيان پيامبر ( ص ) ابو سفيان را براى انجام كارى به بيرون از مدينه فرستاد بود ، لذا به هنگام وفات آن حضرت در مدينه نبود . هنگامى كه بازمىگشت ، در راه به كسى كه از مدينه مىآمد برخورد . پرسيد : آيا محمّد مرد « 2 » ؟ آن مرد پاسخ داد : آرى . پرسيد : جانشين او كه شد ؟ گفت : ابو بكر . ابو سفيان پرسيد : « فما ذا فعل المستضعفان عليّ و العبّاس ؟ » يعنى : پس ، على و عبّاس ، آن دو مستضعف ، چه واكنشى از خود نشان دادند ؟ آن مرد گفت : خانه‌نشين هستند . ابو سفيان گفت : به خدا ، سوگند ، اگر براى ايشان زنده بمانم ، پايشان را بر فراز بلندى رسانم « لارفعنّ من اعقابهما » . و اضافه كرد : « انّي ارى غبرة لا يطفيها الّا دم » . يعنى : من گردوغبارى

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 133 ، به نقل از سقيفهء جوهرى ، چاپ مصر ؛ طبقات ابن سعد 2 ق / 2 / 129 . ( 2 ) . از اين تعبير مىفهميم كه او عقيده به پيامبرى پيامبر ( ص ) نداشته است ، زيرا نگفت رسول اللّه .