السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

74

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

من فيه ما فيهم لا يمترون به * و ليس في القوم ما فيه من الحسن من هرگز گمان نمىكردم كه كار خلافت از خاندان هاشم و خصوصا از ابو الحسن [ على عليه السّلام ] بازگرفته شود . زيرا ابو الحسن ( ع ) همان كسى است كه پيش از همه ايمان آورد و حسن سابقهء او را در اسلام كسى شك ندارد . از همهء مردم به علوم قرآن و سنّت پيامبر ( ص ) داناتر است ، و تنها كسى است كه تا لحظات آخر عمر پيامبر ( ص ) همچنان ملازم خدمتش بود ، تا آنجا كه كار غسل و كفن رسول خدا ( ص ) را نيز به يارى جبرئيل انجام داد . صفات حميده و فضائل معنوى ديگران را به تنهايى داراست ، ولى ديگران از كمالات معنوى و مزاياى اخلاقى او بىبهره‌اند « 1 » . 3 ) سلمان ابو بكر جوهرى روايت كرده است : سلمان و زبير و انصار مايل بودند كه با على ( ع ) بيعت كنند . پس ، چون با ابو بكر بيعت شد ، سلمان فارسى گفت : به خير كمى رسيديد خلافت را گرفتيد ، ولى معدن خير را از دست داديد . مرد سالمند را برگزيديد و خاندان

--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 103 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 287 ؛ الموفقيّات ، زبير بن بكّار ص 580 - 607 ، چاپ بغداد . گفتنى است كه در اين هنگام ، امير المؤمنين ( ع ) شخصى را به نزد فضل بن عبّاس فرستاد و او را نهى فرمود از ادامهء اشعار و فرمود : « انّ سلامة الدّين احبّ الينا من غيره » ( شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 8 ، چاپ مصر ) . ابن حجر عسقلانى در كتاب الاصابة 2 / 263 و نيز ابو الفداء در كتاب تاريخ خود 1 / 164 ، اين اشعار را به فضل بن عبّاس بن عتبة بن ابى لهب هاشمى نسبت داده‌اند كه ما آن را صحيح نمىدانيم .