السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

68

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

حضرت امير ( ع ) در اينجا فرمايشى دارد ؛ مىفرمايد : « احتجّوا بالشّجرة و اضاعوا الثّمرة » « 1 » يعنى به درخت نبوّت ( كه از قريش بوده ) احتجاج كردند و ميوهء آن را ( كه پسر عمو و داماد پيامبر است ) ناديده گرفتند . آنان حجّت آوردند كه از شجرهء پيامبرند ؛ درحالىكه ميوهء اين شجره را ، كه بنى هاشم هستند ، ناديده گرفتند . ارزش درخت خرما يا انگور ، به شاخ و برگش نيست ، به ميوهء آن است . و نيز حضرت امير ( ع ) دربارهء اينكه گفتند ابو بكر صحابى پيامبر ( ص ) است ، فرمود : اينها مىگويند كه ابو بكر بايد جانشين پيامبر ( ص ) بشود چون صحابى اوست . اگر خلافت به صحابه بودن است ، چگونه است آنجا كه صحبت و قرابت باهم جمع شده است نمىشود ؟ ! ( يعنى دربارهء على بن ابى طالب ( ع ) ، كه هم صحابى پيامبر ( ص ) بوده و هم پسر عموى آن حضرت ) . همه مىدانيم كه على ( ع ) كودكى خردسال بود كه پيامبر ( ص ) او را از خانهء پدرش ابو طالب به خانهء خود آورد . حضرت على ( ع ) خود ، دراين‌باره مىفرمايد : پيامبر ( ص ) غذا را مىجويد و نرم مىكرد و در دهانم مىگذاشت ؛ بوى خوش بدنش را به مشامم مىرساند ؛ در غار حراء آنگاه كه اولين وحى بر پيامبر ( ص ) نازل شد با پيامبر ( ص ) بودم « 2 » . على ( ع ) ، تا وقت وفات پيامبر ( ص ) هميشه و همه جا ، با آن حضرت بود . سر پيامبر ( ص ) بر سينهء على ( ع ) بود كه از دنيا رفت « 3 » . حضرت على ( ع ) هم

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 2 ، چاپ اوّل . ( 2 ) . نهج البلاغه ، تحقيق صبحى صالح ص 300 - 301 ، خطبهء 192 ( خطبهء قاصعه ) ؛ شرح نهج البلاغهء عبده 1 / 182 ، چاپ مطبعة الاستقامة . ( 3 ) . طبقات ابن سعد 2 / 263 ؛ كنز العمّال 2 / 262 - 263 و 7 / 178 - 179 ؛ وقعة صفّين ، نصر -