السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )
64
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )
اما پيش ازآنكه دست عمر در دست ابو بكر قرار بگيرد ، بشير بن سعد پيشدستى كرده و دست به دست ابو بكر زد و با او بيعت كرد « 1 » . حباب بن منذر ، كه شاهد ماجرا بود ، بر سر بشير فرياد كشيد : اى بشير ! اى نفرينشدهء خانواده ! قطع رحم كردى و از اينكه پسر عمويت به حكومت برسد حسادت ورزيدى ؟ بشير گفت : نه به خدا قسم ، ولى نمىخواستم دست به حق كسانى دراز كرده باشم كه خداوند آن را به ايشان روا داشته است . چون قبيلهء اوس ديدند كه بشير بن سعد چه كرد و قريش چه ادعايى دارد ، و از طرفى ، قبيلهء خزرج از به حكومت رسانيدن سعد بن عباده چه منظورى در سر دارد ، بعضى از آنان ، كسانى ديگر از افراد قبيلهء خود را - كه اسيد بن حضير ( يكى از نقبا ) نيز در ميانشان بود - مورد خطاب قرار دادند و گفتند : به خدا قسم ، اگر قبيلهء خزرج خلافت را به دست گيرد ، براى
--> - متوجّه على ( ع ) شدند ، به نحوى كه گفتند : ما فقط با على ( ع ) بيعت مىكنيم . عمر از اين گرايش شديد انصار به على ( ع ) ترسيد و انديشيد كه اگر اين جلسه بىنتيجه به پايان رسد و انصار به بنى هاشم - كه ديگر از تجهيز پيكر پيامبر ( ص ) فارغ شده بودند - برسند ، براى هميشه دست اين چند نفر ( ابو بكر ، عمر ، ابو عبيدهء جرّاح ، سالم مولاى ابى حذيفه ، عثمان ) از خلافت كوتاه خواهد ماند . لذا ، با عجله ، مبادرت به بيعت با ابو بكر كرد و كار تمام شد . ( 1 ) . خلفا به سه نفر از انصار بسبب كمكى كه در سقيفه كردند مال و مقام بسيار مىدادند . يكى بشير بن سعد خزرجى ، اوّلين بيعتكننده با ابو بكر بود دومى زيد بن ثابت ، كه عمر او را به هنگام سفرهايى كه مىرفت ، جانشين خود در مدينه قرار مىداد و سومين نفر ، حسّان بن ثابت ، شاعر معروف بود كه به هنگام خلافت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) از بيعت با آن حضرت امتناع كرد . - ترجمهء ارشاد مفيد ، سيّد هاشم رسولى محلّاتى 1 / 237 .