السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

57

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

ميان قبايل عرب ممتاز . اين است كه من ، به شما ، يكى از دو تن را پيشنهاد مىكنم تا هريك را كه بخواهيد به خلافت انتخاب و با او بيعت كنيد . اين بگفت و دست من و ابو عبيده را گرفت و به آنان معرفى مىكرد . تنها اين سخن آخر او بود كه از آن خوشم نيامد . در اين هنگام ، يكى از انصار برخاست و گفت : « أنا جذيلها المحكّك و عذيقها المرحّب . » . . يعنى من به منزلهء آن چوبى هستم كه شتران پشت خود را با آن مىخارانند « 1 » و درختى كه به زير سايه‌اش پناه مىبرند . شما مهاجران براى خود فرمانروايى برگزينيد و ما هم براى خود زمامدارى انتخاب مىكنيم . در پى اين سخن ، بگومگو و سروصدا از هر طرف برخاست و چنددستگى و اختلاف به شدّت ظاهر گرديد - من از اين موقعيت استفاده كردم و - به ابو بكر گفتم كه دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنم . او هم دستش را پيش آورد و من با او بيعت كردم . پس از اينكه از كار بيعت با ابو بكر فراغت يافتم ، به سوى سعد بن عباده هجوم برديم . . . اگر كسى ، بدون كسب نظر و مشورت با مسلمانان ، با مردى به خلافت بيعت كند ، نه از او پيروى كنيد و نه از كسى كه با او بيعت شده ؛ كه هر دو مستحقّ كشته شدن‌اند « 2 » . ح - سقيفه به روايت تاريخ طبرى : طبرى در داستان سقيفه و بيعت با ابو بكر ، در تاريخ خود چنين مىنويسد :

--> ( 1 ) . اين جمله ضرب المثل است در زبان عرب ؛ مثال‌هاى هر زبانى چون به زبان ديگرى ترجمه شود زيبائى ندارد . ( 2 ) . صحيح بخارى ، كتاب الحدود ، باب رجم الحبلى 4 / 119 - 120 ؛ سيرهء ابن هشام 4 / 336 - 338 ؛ كنز العمّال 3 / 139 ، حديث 2326 .