السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

38

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

نفر را بياورند و شهادت دهند كه پيامبر ( ص ) آن وصيت‌نامه را - نعوذ باللّه - در حال هذيان نوشته است . پس از اين ناسزاگويى پيامبر ( ص ) فرمود : « قوموا عنّي لا ينبغي عند نبّي تنازع » . يعنى از نزد من برخيزيد ، كه در محضر پيامبر ( ص ) ، نزاع كردن شايسته نيست « 1 » . در فجر آن روز چه گذشت ؟ بلال ، هرگاه كه اذان نماز مىگفت ، مىآمد به در خانهء پيامبر ( ص ) و مىگفت : « الصّلاة الصّلاة يا رسول اللّه » « 2 » در سحر روز دوشنبه ، در وقت اذان صبح ، بلال به در خانهء پيامبر ( ص ) آمد و نداى هميشگى را سر داد . پيامبر ( ص ) ، در حجرهء عايشه و در حال بيهوشى بود و سرش بر زانوى على ( ع ) قرار داشت . عايشه به پشت در آمد و به بلال گفت : به پدرم بگو بيايد و نماز جماعت را اقامه كند . ابو بكر آمد و ايستاد به امامت نماز صبح ، پيامبر ( ص ) به هوش آمد و متوجّه شد كه در مسجد نماز جماعت برپاست . درحالىكه على بر بالين او نشسته است . پيامبر ( ص ) با آن حال بيمارى برخاست و وضو گرفت و بر بازوان فضل بن عبّاس و حضرت على ( ع ) تكيه كرد . پيامبر ( ص ) را در حالى به مسجد آوردند كه از شدّت بيمارى پاهايش روى زمين كشيده مىشد . ابو بكر ايستاده بود به نماز . پيامبر ( ص ) به جلو ابو بكر آمد و نماز او را شكست و به‌طور نشسته نماز خواند

--> ( 1 ) . تاريخ ابى الفداء 1 / 151 ؛ در صحيح بخارى ، باب كتابة العلم من كتاب العلم 1 / 22 ، به اين لفظ آمده است : « قال ( ص ) : قوموا عنّي و لا ينبغي عندي التّنازع » . ( 2 ) . در خانهء پيامبر ( ص ) در مسجد باز مىشد . و شايد بلال پيامبر ( ص ) را از حضور مأمومين خبر مىداد .