السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )
36
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )
يعنى خداى لعنت كند هركس را كه از لشكر اسامه تخلف كند ( و با آن لشكر نرود ) « 1 » . پس از آن ، حال پيامبر ( ص ) ، در اثر آن بيمارى ، سنگين شد . به لشكر اسامه ، كه در بيرون مدينه بود ، خبر دادند كه پيامبر ( ص ) در حال احتضار است . آنها كه مىخواستند در امر خلافت دخالت كنند به مدينه بازگشتند و صبح روز دوشنبه دور پيامبر ( ص ) جمع شدند . پيامبر ( ص ) فرمود : « اتوني بدواة و قرطاس أكتب لكم كتابا لن تضلّوا بعده ابدا » . يعنى : قلم و كاغذ بياوريد تا ( وصيت ) نامهاى براى شما بنويسم كه بعد از من هرگز گمراه نشويد . عمر گفت : « انّ النّبيّ غلبه الوجع و عندكم كتاب اللّه ؛ حسبنا كتاب اللّه » « 2 » . يعنى بيمارى بر پيامبر ( ص ) غلبه كرده است - كنايه از اينكه نمىداند چه مىگويد - و نزد شما كتاب خداست و كتاب خدا ما را بس است . دستهاى گفتند : دستور پيامبر ( ص ) را انجام دهيد . آن دستهاى كه مىخواستند دستور پيامبر ( ص ) را انجام دهند غالب شدند « 3 » . در روايت ديگر ، در طبقات ابن سعد ، آمده است كه ، در آن حال ، يك نفر از حاضران گفت : « انّ نبىّ اللّه ليهجر » « 4 » . يعنى همانا پيامبر خدا ( ص ) -
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 52 . ( 2 ) . صحيح بخارى ، باب كتابة العلم من كتاب العلم 1 / 22 ؛ مسند احمد حنبل ، تحقيق احمد محمّد شاكر ، حديث 2992 ؛ طبقات ابن سعد 2 / 244 ، چاپ بيروت . ( 3 ) . همان منابع و نيز طبقات ابن سعد 2 / 243 - 244 ، چاپ بيروت ؛ مسند احمد حنبل ، تحقيق احمد محمّد شاكر ، حديث 2676 . ( 4 ) . طبقات ابن سعد 2 / 242 ، چاپ بيروت . در صحيح بخارى ، باب جوائز الوفد من كتاب -