السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

30

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

بعده ابو بكر و من بعد أبي بكر عمر . از اين داستان مىتوان دريافت كه ابو بكر و عمر براى رسيدن به حكومت ، نقشه مىكشيدند ، نقشه‌اى براى زمان حيات پيامبر ( ص ) « 1 » و نقشه‌اى براى بعد از آن حضرت . آنچه كه فعلا مربوط به بحث ماست نقشهء آن دو براى بعد از حيات پيامبر ( ص ) است كه خود ، زيربناى سقيفه شد . آن نقشه چنان بود كه ابو بكر ، عمر ، ابو عبيده جرّاح ، سالم مولاى ابى حذيفه و عثمان ، براى رسيدن به حكومت بعد از پيامبر ( ص ) هم‌سوگند شدند و اين قرار را در نامه‌اى نوشتند و آن را به امانت نزد ابو عبيده جرّاح گذاشتند « 2 » . به اين سبب بود كه عمر مىگفت : « ابو عبيده امين اين امّت

--> ( 1 ) . نقشه‌اى كه براى زمان حيات پيامبر ( ص ) مىكشيدند مىتواند رم دادن شتر پيامبر ( ص ) به هنگام بازگشت آن حضرت از غزوهء تبوك تا حضرت ( ص ) به درّه بيفتد و شهيد شود ، كه البتّه به فضل الهى موفّق نشدند . بنابه نقل ابن حزم اندلسى - از بزرگان علماى مكتب خلفا - در كتاب ارزشمند المحلّى 11 / 224 ، از جمله كسانى كه در اين ماجرا شركت داشتند و شتر پيامبر ( ص ) را رم دادند ، ابو بكر و عمر و عثمان بودند ، نصّ عبارت او چنين است : « انّ ابا بكر و عمر و عثمان و طلحة و سعد بن ابي وقاص رضى اللّه عنهم ، ارادوا قتل النّبي صلّى اللّه عليه و سلّم و القاءه من العقبة في تبوك » . البتّه ابن حزم اين روايت را ، به دليل آن‌كه راوى آن وليد بن عبد اللّه بن جميع الزّهرى است ، ناموثّق و از درجهء اعتبار ساقط دانسته است . لكن اين رأى او غير علمى و نارواست ، زيرا مسلم و بخارى ، هر دو ، اين راوى را موثّق دانسته‌اند ، چنان‌كه بخارى در كتاب الادب المفرد خويش و ابن حجر در كتاب التّهذيب خويش ، ترجمهء وليد بن عبد اللّه بن جميع را آورده و در آنجا تصريح كرده كه بخارى و مسلم از او روايت نقل كرده‌اند و بنابراين حديث او صحيح است . ( 2 ) . بحار الانوار 2 / 296 ، روايت 5 .