السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )
88
صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )
بنا بر اين ، از مجموعهء اسناد و مدارك ، اين نتيجه به دست مىآيد كه : درآخرين ساعات زندگى پيامبر ( ص ) كه بيمارى ايشان ، شدّت يافته بود ، بلال ، براى اعلام وقت نماز ، به درِ خانهء پيامبر خدا ( ص ) آمد و حضرت ، از وقت نماز ، آگاه شد . عايشه مىگويد : پيامبر ( ص ) فرمود : « بگوييد كه ابو بكر با مردم ، نماز بخواند » . هنگامى كه ابو بكر به نماز ايستاد ، پيامبر خدا ( ص ) در خود احساس سبُكى كرد . لذا از خانه ، بيرون آمد ، در حالى كه دو مرد ، زير بغلهاى ايشان را گرفته بودند « 1 » و از شدّت درد و ضعف ، پاهاى حضرت ، به زمين كشيده مىشد و به هيچ وجه ، قدرت قدم برداشتن نداشت . ايشان را به همان حال ، تا كنار محراب بردند و حضرت ، جلوى ابو بكر ، بر زمين نشست . شافعى مىگويد : ابو بكر ، ابتدا در نماز ، امام بود . بعد ، مأموم شد و صداى تكبير نماز پيامبر خدا ( ص ) را به مردم مىرساند . « 2 » در ميان سؤالات و اشكالاتى كه قبلًا مطرح كرديم ، چند سؤال اساسىتر ، وجود دارد : 1 . چگونه ممكن است پيامبر خدا ( ص ) ، به نماز خواندن ابو بكر ، امر كرده باشد و بعد از اين كه او ، شروع به خواندن نماز كرد ، پيامبر ( ص ) با وجود حال بد و بيمارى شديد ، از خانه بيرون بيايد تا او را از ادامهء نماز ، باز بدارد و خود ايشانكه توانايى ايستادن بر روى پاهايش را هم نداشته ، نشسته ، با مردم ، نماز بخواند ؟ !
--> ( 1 ) . آن دو مرد ، على ( ع ) و فضل بن عبّاس بودند . ( 2 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 332 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 197 ( چاپ دار التراث ) و ج 2 ، ص 439 ( چاپ مؤسّسة الأعلمى للمطبوعات ) .