السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )

39

صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )

سيره و تاريخ را براى بدنام ساختن آن پاكان ، و در مقابل ، رفع نقايص و عيوب از قريش ، به طور عموم و بخصوص از خاندان بنى اميه ، بر پا كرد . دليل ما بر اين دو ادّعا ، اسناد معتبر تاريخى است : 1 . اين كه گفتيم معاويه مىخواست كه از بنى هاشم ، حتّى يك تن نمانَد ، دلايل روشن تاريخى دارد : ابو مِخنَف ، مورّخ بزرگ كوفى ، از ابو الأعز تَيمى نقل مىكند كه : در دوران جنگ صِفّين ، روزى عبّاس بن ربيعه « 1 » كه از خويشاوندان امير مؤمنان ( ع ) بود - ، از كنارم گذشت . او لباس كامل رزم بر تن داشت ، بر سرش ، كلاه‌خودى قرار گرفته بود و روبند آهنين ، صورت او را پوشانيده بود و تنها چشم‌هايش از وراى آن ، ديده مىشدند كه مانند دو شرارهء آتش مىدرخشيدند و در دست او ، شمشيرى بود كه آن را جولان مىداد . ناگهان ، صدايى به گوش رسيد . كسى از لشكر اهل شام ، عبّاس را به جنگ ، دعوت مىكرد . مردى كه او را به جنگ مىخواند ، عرار بن ادَهم ، از اهالى شام بود . عبّاس ، به ميدان روى آورد و به سوى هماورد خويش رفت . بعد از اين كه آن دو ، رو به رو شدند ، مرد شامى به عبّاس پيشنهاد كرد كه از اسب ، پياده شوند . عبّاس ، پاسخ داد : آرى ، پياده مىشويم . نبرد به صورت پياده ، كار را يكسره مىكند . در چنين جنگى ، اميد زنده ماندن نيست . عبّاس ، پياده شد و اسب خود را به غلامش سپرد و آن گاه ، هر كدام به ديگرى حمله بردند . دو لشكر ، دست از جنگ و حركت ، كشيدند و

--> ( 1 ) . عبّاس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب ، پسرعموى امام على ( ع ) .