السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )

27

صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )

است ؛ بلكه به ملاقات پروردگارش رفته است ، چنان كه موسى بن عمران ، چهل شب از قومش دور بود و قومش مىپنداشتند كه موسى ( ع ) از دنيا رفته ، تا اين كه به سوى قومش ، باز گشت . او همچنين ادامه داد : كسى كه گمان مىكند پيامبرخدا از دنيا رفته ، بداند كه او باز مىگردد و دست و پاهاى او را قطع خواهد كرد ! « 1 » ابو بكر كه بعد از نماز صبح ( همان نمازى كه پيامبر ( ص ) آن را به صورت نشسته ، اقامه كرد ) ، به منزلش در سُنح رفته بود ، به مدينه آمد . در حالى كه عمر ، مشغول سخنرانى براى مردم بود و پيوسته ، وفات پيامبر ( ص ) را انكار مىنمود ، ابو بكر ، وارد اتاق پيامبر خدا شد و پارچه را از روى صورت ايشان ، كنار زد و گفت : پدر و مادرم ، فداى تو ! مرگى را كه خداوند بر تو واجب كرده بود ، چشيدى . « 2 » سپس از خانهء پيامبر ( ص ) خارج شد و در حالى كه عمر ، هنوز مشغول صحبت براى مردم بود ، ابو بكر گفت : اى عمر ! مهلت بده و ساكت باش . سپس ، رو به جمعيت حاضر كرد و گفت : اى مردم ! كسى كه محمّد را عبادت مىكرده ، همانا محمّد ، از دنيا رفته است و هر كسى كه خدا را عبادت مىكرده ، همانا خداوند ، زنده است . او سپس اين آيه را تلاوت كرد : وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ . « 3 »

--> ( 1 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 305 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 67 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ترجمه : محمّدابراهيم آيتى ، ج 1 ، ص 511 ؛ الكامل ، ج 2 ، ص 187 ؛ البدء و التاريخ ، ج 5 ، ص 62 . ( 2 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 305 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 67 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 511 ؛ الكامل ، ج 2 ، ص 187 . ( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 144 .