السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )

25

صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )

بارى ! هنگامى كه پيامبر ( ص ) پس از نماز به خانه باز گشت ، آن دو نفر ( ابو بكر و عمر ) و گروهى را كه در مسجد حاضر بودند ، خواست و فرمود : « آيا من به شما امر نكردم كه لشكر اسامه را همراهى كنيد ؟ » . عرض كردند : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : « پس چرا از دستورهايم سرپيچى كرديد ؟ » . ابو بكر گفت : من از مدينه خارج شدم ؛ ولى برگشتم تا با شما ، تجديد ديدار كنم . عمر نيز گفت : اى پيامبر خدا ! من از مدينه خارج نشدم ؛ چون دوست نداشتم حالِ شما را از ديگران بپرسم . پس حضرت ، سه بار فرمود : نفذوا جيش أسامة . لشكر اسامه را روانه سازيد . و سپس ، از حال رفت . « 1 » پيامبر ( ص ) على ( ع ) را مىطلبد در لحظات پايانى عمر پيامبر ( ص ) ، ايشان به زنانى كه در اطرافش بودند ، فرمود : أدعوا لى أخى و صاحبى . دوست و برادرم را برايم صدا بزنيد . عايشه گفت : ابو بكر را براى او بخوانيد . هنگامى كه ابو بكر ، وارد شد ، پيامبر ( ص ) نگاهى به او كرد و از او ، روى گردانْد و براى مرتبهء دوم فرمود : « برادرم را صدا بزنيد » .

--> ( 1 ) . الإرشاد ، ص 86 - 87 ؛ أعلام الورى ، ص 135 .