السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
18
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
جهان امروز بر جنگهاى بزرگ روزگاران گذشته نهاده مىشود ، كه در شكلگيرى و رويدادهاى هيجانانگيز آنها ، پريان و خدايان دخالت مستقيم داشتهاند ، مانند افسانههاى ( بابليها ، و يونانيها ) كه در زبان انگليسى به آن « مايث » « 1 » گفته مىشود . اصطلاحى ديگر نيز در زبان انگليسى وجود دارد بنام « ليجند » « 2 » كه داستانهاى شامل رويدادها و پيشآمدهاى خارق العاده و باورنكردنى را به آن مىنامند . البته در اين قبيل داستانها سخنى از جنگها و نبردهاى بزرگ پريان و خدايان در كار نيست . نمونهء اين قبيل اخبار و داستانها را مىتوان در داستانهائيكه از معجزات قديسين و اولياء و امثال اينها سخن مىگويند سراغ گرفت ، و پژوهشگران عرب هم تاكنون بر جايگزينى اصطلاحى خاص به جاى آن به توافق نرسيدهاند . ولى من ترجيح مىدهم كه در اين مورد ، لفظ ( خرافه ) به جاى اسطوره و افسانه به كار گرفته شود ، تا هر يك از اين دو لفظ اصالت معناى خودشان را همانطور كه در زبان انگليسى برايشان منظور شده است حفظ نمايند . در مراجعه به ساختهها و پرداختههاى سيف بن عمر مىبينيم كه همهى آنها بدون اينكه رنگى از داستانها يا جنگهاى بزرگ خدايان و پريان را به خود گرفته باشند ، سنگين و آرام در يك مسير منظم تاريخى به پيش مىروند ، و از اين لحاظ كتاب « فتوح » او از نظر اسلوب و روشى كه در پيش گرفته است با روش ديگر كتابهاى تاريخ اختلافى ندارد ، و درست نيست كه اخبار و روايتهاى آن را افسانه ناميد ، زيرا حوادث و رويدادهاى خارق العادهاى كه به فراوانى در اخبار و روايتهاى سيف آمده است به مفهوم خرافه يا ( ليجند ) انگليسى نزديكتر است تا ( افسانه ) و ( مايث ) . از طرفى تمام اخبار سيف معجزات و يا خارق عادات نمىباشند ، بلكه دروغهاى ديگر او هم چيزى از آنها را در بر ندارند ! پيشينيان نيز براى خبر دروغ ، اسامى متعددى را آوردهاند كه بر اثر كثرت استعمال به صورت اصطلاح درآمده شايع شدهاند از قبيل ( موضوع ، و منحول / ساختگى ، و بىاساس ) . اما من در خود اين صلاحيت را نمىبينم كه در اينجا لفظ خاصى را براى به كار بردن آن پيشنهاد كنم ، جز اينكه در اين فرصت كوتاه
--> ( 1 ) . Myth ( 2 ) . Legend